کتاب پیش از آنکه بخوابم

اثر اس جی واتسون از انتشارات آموت - مترجم: شقایق قندهاری-داستان روانشناسانه

اتاق خواب غیرعادی است و ناآشنا. نمی‌دانم کجا هستم و چطور شد که از این‌جا سر در آوردم. ماندم چطوری باید خودم را به خانه برسانم. من شب را همین‌جا گذرانده‌ام. با صدای زنی از خواب بیدار شدم و اولش خیال کردم او کنارم روی تخت خوابیده است، ولی بعد متوجه شدم دارد اخبار می‌گوید و من صدای ساعت رادیویی را می‌شنوم، و وقتی چشم‌هایم را باز کردم، دیدم اینجا هستم، در اتاقی که نمی‌شناسم.


خرید کتاب پیش از آنکه بخوابم
جستجوی کتاب پیش از آنکه بخوابم در گودریدز

معرفی کتاب پیش از آنکه بخوابم از نگاه کاربران
خاطرات ما ما را تعریف می کنند، به ما می گویند که ما هستیم، از کجا می آییم، جایی که می رویم ... برای چه سرگرم کننده ای یک سفر است و هیچ حس یا آغاز یا پایان ندارد. قبل از رفتن به خواب، درباره کریستین لوکاس است که پس از یک حادثه وحشتناک در زندگی او دچار آمنی گسیل ناحیه تناسلی شد. این بیماری روزها را بعد از بیدار شدن از خواب در بدن می گذارد که فکر می کند خودش نیست، شوهر او فکر می کند کسی است که احساساتی است که نمی توان با آن ارتباط برقرار کرد، محیطی که هیچ نشانه ای از آن ندارد و بدون هیچ خاطره ای از گذشته اش و یا آینده او، او تقریبا هیچ چیز دیگری به تکیه بر دیگران از آنچه که دیگران به او می گویند و یا آنچه را به او می آید از طریق چشم انداز خود را از چشم انداز. در روایت اول شخص، روایت اجازه می دهد تا خواننده نگاه اجمالی به زندگی روزمره کریستین، با او همدردی کنید و نیاز خود را برای زندگی بهتر درک کنید. اظهارات متکبرانه او در وسط داستان، وضعیت او را کاملا روشن می کند. من از سنم فکر کردم، سعی کردم تصور کنم که چطور می شود. آیا هنوز در هفتاد یا هشتادم از خواب بیدار می شوم، فکر می کنم که در آغاز زندگی ام هستم؟ آیا من نمی فهمیدم که استخوان هایم پیر هستند، مفاصل من سخت و سنگین هستند؟ من نمی توانم تصور کنم که چگونه می توانم برآورده کنم، زمانی که متوجه شدم که زندگی من پشت سر من است، قبلا اتفاق افتاده است، و من هیچ چیزی برای نشان دادن برای آن ندارم. هیچ خانه گنجی از خاطرات، هیچ ثروت و تجربه، هیچ عقل انباشته برای گذراندن. ما اگر انباشت خاطراتمان نباشیم چه اتفاقی می افتد؟ این تنها زمانی نیست که کریستین تصمیم می گیرد که زندگی اش را بازسازی کند و همه چیز را در مورد گذشته اش بداند که می داند از این حادثه وحشتناک که تمام سال های زندگی اش را تغییر داده است. این کتاب به سادگی بهترین روانشناسی هیجان انگیز است که تا کنون خوانده ام. همانطور که گفتم اولین فرد، خواننده را قادر می سازد شخصیت و انگیزه هایش را درک کند. تکرار ثابت در داستان، خواننده را بخشی از داستان می سازد، هر صفحه را با شخصیت اصلی و مبارزاتش زندگی می کند، و در نهایت، به عنوان یک خواننده، من یک اشتیاق برای یک زندگی خوب برای او بودم. انقراض کاملا ذهن دمیدن، یک کوه نوردی کامل نمی توان نوشته شده و / یا تصور کرد. این یک رمان ابتکاری توسط S J Watson است و من منتظر خواندن بیشتر کارهای وی هستم. من این کتاب را کاملا از آن لذت بردم و آن را به هر کسی که عاشق جادوگری / هیجان روانی است توصیه می کنم.

مشاهده لینک اصلی
این واقعا خواندنی لذت بخش بود. تریلر تابستانی و روانشناختی دست در دست دارد. یک راوی غیر قابل اعتماد و کمی از یک رمز و راز پزشکی اضافه کنید و من در HEAVEN هستم. به نظر من، چیز مورد علاقه من در مورد کتاب هایی مانند این است که همه ی سناریو های مختلف را در هنگام خواندن کتاب مورد نظر قرار دهیم. منظورم این است که شما نمیتوانید هرکسی را هنگام خواندن کتاب باور داشته باشید، به طوری که امکانهای متعدد واقعیت واقعی را باز می کند. من خیلی چیزهای زیادی در اطراف مغزم پرواز کردم: (مشاهده اسپویلر) [آیا بن کریستین هر شب به مواد مخدر مصرف کرد تا صبح حافظه اش را از دست بدهد؟ دکتر نها همواره همان فرد بود که گاهی اوقات میگفت او شگفت زده شده بود که چقدر جوان بود (اما او همیشه این را گفت)؟ آیا دکتر ناه در حال تغییر در چه مجلهیی بود که او را از او بهread it @ تغییر داد؟ و .... یک میلیون فرصت دیگر ..... از جمله آن بن بود که او گفت که او بود. (پنهان کردن اسپویلر)] در انتهای کتاب، من به شدت با شواهد بزرگ شوکه نشده بودم. پس از همه، این یکی از امکانات بسیاری بود که از طریق ذهن من اجرا شد. همینطور، در آخرین دقایق گذشته، خودم را در 60 روز گذشته به سر می بردم تا آن را به پایان برسانم. به عقب نگاه كردن، پایان دادن به بزرگ نبود. اما، قطعا این نمایش را به نمایش گذاشت و من در آن لحظه کاملا مشغول به کار بودم. این یک فاجعه بزرگ بود تا من را به این کتاب برساند. من در مورد این که امروز صبح کمی شلوغ به نظر میرسد شک ندارم .....

مشاهده لینک اصلی
به نظر می رسد بسیاری از کتاب های با همسر تقلب / دروغ و شوهر سوء استفاده / دستکاری شده به مرگ کشته شده و به گودال بی پایان به نام @ دختر در آموزش @ خواندن به صورت یکسان / نگاه کنید به طور یکسان کتاب. حتی کتاب هایی که قبل از سال 2014 نوشته شده اند، با کیفیت معدنی برای گودال. این یکی از آن کتابهاست.

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** پس از خواندن بررسی های بسیار هیجان انگیز، منتظر بودم که این کتاب را بخوانم. با این حال، چهار روز طول کشید تا بتوانم آن را کامل کنم، همانطور که کاملا متوجه شدم. من می خواستم به تسلیم شدن و رها کردن، اما به خودم گفتم که ادامه می یابد، همه چیز بهتر خواهد شد، یا حداقل برداشت. چنین شکی نیست چیزهای زیادی وجود داشت که باور نکردنی بود. به عنوان شخص دیگری ذکر شده، آنها اجازه می دهد کریستین خانه Waring با @ husband @ خود را بدون چک کردن اعتبار را ترک کنید؟ حتی پزشکان مجلس واریگ را برای پیشرفت خود دنبال نکرده اند؟ پسر خود حتی حتی یک بار هم با او تماس نگیرید یا سعی کنید او را پیدا کنید؟ بهترین دوستش در کل دنیا فقط پذیرفتن هر چرخه پیچیده راه خود را پرتاب می کند؟ برای پیدا کردن آنچه که واقعا اتفاق می افتد نیست؟ من اصلا فکر نمی کنم با این حال، اعتقاد داشتند که کریستین قادر به ترک هرگونه فرضیه خانه خود است هرگز دکتر خوبی که خواستار دیدن او شود؟ بله درسته. بجز به اصطلاح تعصب به اصطلاح (همه ما می دانیم که یکی وجود دارد)، که من فکر کردم جالب بود، حتی اگر دیوانه، من کل کتاب را که منجر به آن شدم پیدا کردم بسیار کند و خسته کننده است. پس از اینکه کریستین نجات یافت و حقیقت را می آموزد، داستان یک بار دیگر تختخواب می شود، به طوری که به طور ناگهانی پایان می یابد که شما خودتان فکر می کنید،Thats آن؟ @ مثل شخصیت ها، من هیچ کدام از آنها را دوست نداشتم، حتی کریستین. من همچنان از خودم پرسیدم که چگونه می توانم بن نذارم که در نشریات نوشته شود؟ من منظورم این است که او فکر می کند که تمام روز خودش را انجام می دهد؟ من متاسفم، اما برای کریستین هر روز صبح هر آنچه را که بدون تحقیق مناسب به او گفته شد، بپذیرید؟ نه، واقع بینانه نیست به ذکر است اگر شما از دست دادن حافظه و شماDONT TRUST BEN @ @ در مجله خود نوشته شده است، به ذکر نیست که نوشته های بسیاری که دروغ گفتن بن گفته است، شما فکر می کنم از فرصت استفاده کنید زمانی که بن به سمت چپ برای کار به اجرا به پلیس و یا فقط ترک. به نظر دکتر او، فکر کردم او یک احمق بود. من می دانم که تعداد زیادی از خوانندگان این کتاب را دوست داشتند. کی من باید قضاوت کنم؟ به هر شخصی. صرفنظر از این، من واقعا تعجب کردم که من این کتاب و پسر را تمام کرده ام، زمانی که من به پایان رسید، خوشحال شدم.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب وحشتناک است. من خواندن کتاب هایی را که وحشت دارند یا اسرارآمیز، و کمترین آنها ترسناک نیست. این کتاب واقعا ستون فقرات است. کریستین ویلر هرگز بیش از 24 ساعت به یاد داشته باشید. هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شود، هیچ ایده ای ندارد که 47 ساله باشد و ازدواج کند. هر روز همسرش باید چیزهای اساسی زندگی اش را به او بگوید. â € œ شما 47. من شوهر شما، بن است. آن 1987 دیگر نیست. این یک تلفن همراه است. والدین شما مرده اند. »و غیره اما هر صبح، زمانی که بن برای کار می رود، کریستین از یک مرد به نام دکتر ناه می گوید که به او می گوید که در جعبه کفش در گنجه اش نگاه کند. وقتی او می کند، او یک مجله چرمی بزرگ می بیند. نوشته شده در صفحه اول DONT TRUST BEN است. چگونه می توانم بگویم اگر کسی به شما دروغ می گوید اگر فقط می توانید چیزها را به مدت 24 ساعت به خاطر بسپارید؟ چگونه می توانید به کسی اعتماد کنید؟ باید کریستین به بن خوشامد بگوید؟ آیا او باید به دکتر اعتماد کند؟ آیا خاطرات او تا به حال بازگشته است؟ این کتاب فراموش نشدنی و سرد است. من به فیلم GASLIGHT و DIAL M برای MURDER و MEMENTO یادآوری می کنم. من این کتاب را برای هر کسی توصیه می کنم. شما نمیتوانید آن را بگذارید. یک صفحهنمایش واقعی یکی از دلایلی که من این کتاب را دوست داشتم این بود که من فقط می توانستم منتظر بمانم که بعدا چه اتفاقی افتاد. بسیار هیجان انگیز و suspenseful.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب پیش از آنکه بخوابم


 کتاب خود دوست داشتنی‌ام
 کتاب Dead Med
 کتاب Atmosphere
 کتاب با چشم باز بخواب (فانتوم)
 کتاب جنگل را به درونت راه نده
 کتاب مزاحم