شايد يک رؤياست، همه يک رؤياست، که غافلگيرم میکرد، بيدار میشوم، در سکوت، و ديگر هرگز نمیخوابم، اين من میشود، يا رؤيا، باز هم رؤيا، رؤيای سکوتی، سکوتی رؤيايی، لبريز نجواها، نمیدانم، فقط کلمات است، بيداری هرگز، فقط کلمات، چيز ديگری نيست، بايد ادامه دهی، همينوبس، چندی ديگر متوقف میشوند، خوب میدانم، حسش میکنم، چندی ديگر ترکم میکنند، سکوت میشود، لحظهای، چند لحظهی ناب، يا مال من میشود، آنکه ماندنی است، که نماند، که هنوز میماند، اين من میشود، بايد ادامه دهی، نمیتوانم ادامه دهم، بايد ادامه دهی، ادامه میدهم، بايد کلمات را بگويی، تا آن وقت که چيزی ازشان باقی مانده، تا وقتی که مرا بيابند، تا وقتی که مرا بگويند، درد غريب، گناه غريب، بايد ادامه دهی، شايد پيش از اين تمام شده است، شايد پيش از اين مرا گفتهاند، شايد مرا به آستانهی قصهام رساندهاند، روبهروی دری که به قصهام گشوده میشود، که غافلگيرم میکند، اگر باز شود، اين من میشود، سکوت میشود، آنجا که هستم، نمیدانم، هرگز نمیدانم، در سکوت نمیدانی، بايد ادامه دهی، نمیتوانم ادامه دهم، ادامه میدهم.
خرید کتاب ننامیدنی
جستجوی کتاب ننامیدنی در گودریدز
معرفی کتاب ننامیدنی از نگاه کاربران
The Unnamable (The Trilogy #3), Samuel Beckett (1906 - 1989)
عنوان: نام ناپذیر؛ اثر: ساموئل بکت؛ مترجم: سهیل سمی؛ مشخصات نشر: تهران، ثالث، 1392، در 222 ص، شابک 9789643809089؛ موضوع: داستانهای نویسندگان فرانسه قرن 20 م؛ این ترجمه از متن انگلیسی به فارسی برگردان شده است
ساموئل بارکلی بکت، نویسنده، شاعر و نمایشنامهنویس ایرلندی، و برنده جایزه نوبل ادبیات، دهها سال، در پاریس به صورت مهاجر زیست، و بسیاری از آثار خود را به زبان فرانسه نگاشت. از ایشان به همراهی «اوژن یونسکو» به عنوان یکی از پایهگذاران و نظریهپردازان تئاتر «ابزورد»، نام میبرند
مشاهده لینک اصلی
«... بیدلیل نیست که سهگانهی او را نوعی تروریسم دکارتی توصیف کردهاند. @من میاندیشم، پس هستم@ در اینجا به سخره گرفته میشود، چون نه معلوم است که من کیست، و نه مشخص است که معیار هست بودن چیست، پس شاید بتوان آن را به زبان بکتی اینگونه ترجمه کرد: من حرف میزنم و ادامه میدهم، پس میتوانم تصور کنم که تا این لحظه هستم. از این دیدگاه، شاید کار بکت قیام در برابر پوچی باشد، نه تن دادن به آن و تجلیل از آن، اما این قیام حس و حالی تلخ دارد، چون در هر حال، در یک سوی این میدان، دهان بیحیای پوچیِ سیریناپذیر باز است.»
مترجم.
مشاهده لینک اصلی
فرض کنید من شما را در یک ماشین لباسشویی قرار می دهم و ساعت ها را برای ساعت تکان می دهم - سرگیجه که احساس می کنید همان چیزی است که احساس کردم هنگام خواندن کتاب احساس می کنم. این سرگیجه باعث می شود یک سوال، مبهم است که، ماهیت واقعیت، هویت و ارتباطات اجتماعی است. راوی بی نام و بسیار غیر قابل اعتماد که همچنین ادعا می کند که آثار سه گانه قبلی سه گانه و مورفی نیز وجود دارد، در مورد چیزی یا چیزی یا چیزی چیزی است که چیزی غیر از چیزی غیر از چیزی بود؛ شاید همه چیز چیزی نیست، منظورم چیزی است؟ - مهم نیست، مهم است، اما آن را نمی ..... خوب، اگر شما می توانید 200 صفحه از این ایستاده، شما آن را دوست دارم. شما ممکن است فکر کنید بدترین بکت را در Molloy و Malone دیده اید - اما شما اشتباه می کنید، هرچند که سیگار کشیدید، او در هنگام نوشتن این یکی بسیار عالی بود. یک بررسی بسیار جذاب در اینجا وجود دارد.
مشاهده لینک اصلی
چهره آبی! ظاهر ناخوشایند زبان! تنفس آلت تناسلی آلت تناسلی مرد، خوب حالا، این یک تعجب است، Id فراموش شده من تا به حال یکی. چه تاسف داره، هیچ سلاحی ندارم، ممکن است چیزی وجود داشته باشد که از آن برداشته شود. نه، بهتر است به این ترتیب. در سن من، دوباره شروع به خواندن نماز کنید. و بی ثمر و هرگز کسی نمیتواند بگوید. با یو اوه، با تمرکز بر تمام توانایی من بر روی یک اسب تیز، در لحظه ای که دم بالا می رود، که می داند، من ممکن است به طور کامل از دست ندهید دور. بهشت، من تقریبا آن را فریب دادم!
مشاهده لینک اصلی
این عجیب ترین و سخت ترین کتابی است که تا به حال خوانده ام. بله، مشکل تر از Pynchon، DFW، و بقیه باند. این قطعا یک شلوغ بود که از طریق بخش ها به دست می آمد؛ این یک کتاب کوتاه است، اما دو هفته طول کشید تا خواندن داشته باشد، که برای من بسیار طولانی است. بنابراین عجیب و غریب، سخت، وقت گیر و گاه غیر قابل تشخیص بود اما من هنوز خوشحالم که من آن را تمام کردم (لذت بردن از آن). بعد از چند لحظه، شما سعی می کنید تا آن را حس کنید و فقط با جریان این رودخانه کلمات، یکی پس از دیگری، که به طور بی وقفه تا زمانی که بیش از قریب به اتفاق می افتد، بروید. در این سیل متن، شما شروع به انتخاب تم ها و عبارات، برخی از آنها که دو کتاب قبلی خود را در سه گانه منتشر کرده اند و شما نیز به یک ریتم شعری می رسند و شما شروع به معنا می کنید، جایی که هیچ کس وجود ندارد یا شما چیزی را انتخاب نمی کنید از معنی این کتاب کوچک و طولانی کاملا عجیب و غریب است، اما عیسی. هنگامی که آخرین جمله در سراسر صفحه خالی می شود، احساس می کنید چیزی به پایان رسیده اید. این چیزی است که من واقعا نمی توانستم به شما بگویم.
مشاهده لینک اصلی
تصور کنید انگیزه خلاق یک سیاهچاله است که از آن صدای روایت سردرگم می شود که تلاش می کند فقط خود و نه جهان را حس کند. کدام تلاش می کند شخصیت یا بدن، یا احساس یا یک داستان تبدیل شود، و تلاش می کند تا دو طرف هر سکه را بپذیرد. مانند تصویری که فقط از رنگ ها ساخته شده است، رنگ هایی که پشت سر هم شلیک می کنند، که از چوبه می آید بدون نظم ظاهری و یکپارچگی. «Unnamable تنها از کلمات ساخته شده است، چرخاندن گرد و دور خواننده در تک خطی بی پایان، پرسش، نفی و پذیرش، برای همیشه تعریف وحدت مخالفان: من در آنجا وجود دارد: من شروع به دنبال من در حال حاضر، من در اینجا جایی وجود دارد. من معتقد هستم - مهم نیست، من می گویم آن را I. شاید این خواهد بود I. آن یکسان است، همان عظمت، و همان تناقض آرام Rig-ودا استفاده می کند برای توصیف آن واحد ضعیف قدرتمند قبل از ایجاد: @ او، اولین منبع این خلقت است، آیا او همه را تشکیل داده یا آن را تشکیل نداده است، چشمی که این جهان را در بالاترین آسمانها کنترل می کند، او این را می داند، یا شاید او نمی داند. @ این صدای صحبت می کند. از هیچ. از هیچ چیز و از همه چیز از همه چیز (خوب، خوب، من گرفتار آن، بیش از حد!). تلاش برای پوشش دادن همه امکانات یک مسئله در حین سوال در مورد مسئله وجود دارد. صدای سخن گفتن از خود، احساس کامل و ناپایدار به طور کامل است، تحت فشار قرار دادن اختلال روایت اجباری در حالی که تلاش برای سکوت: آه اگر تنها این صدای می تواند متوقف شود! این صدای بی معنی که از شما هیچ چیز را جلوگیری نمی کند، به سختی شما را از هیچ چیز و هیچ جا مانع نمی کند - فقط به اندازه کافی برای ادامه ی افتادن این شعله ی کوچک زردی که کمی از سمت به سمت تکان می خورد، مانند نفس کشیدن، تمایل به ایجاد (Rig-Veda دوباره!) با وجود اطمینان، خستگی و احساس بی نظمی. به همین دلیل است که (در حالی که آن نیست) یک نمونه خوب از آنچه در معرض مقادیر معیشتی در معرض پذیرش رومیان قرار دارد، می تواند باشد. به همین دلیل است که شما می توانید آن را بخوانید (اما می توانید؟) در یک شیوه تفکیک گرایی، از آنجایی که به نظر می رسد که ایده زبان دریدا را در یک لحظه بحران قرار دهید. همه اینها این است که در حالیکه \"این\" وجود دارد یا شاید \"آن\" باشد، اگرچه \"قهرمان\" یک روایت است که درمورد حلقه ضرب و شتم انگیزه خلاقانه گرفتار شده است بین خشم خلاق و وسوسه خلاق و قادر به متوقف کردن. بنابراین اولین کلمات: â € œKeep رفتن، رفتن (تماس بگیرید که رفتن، تماس بگیرید آن را بر روی) â €، که نشان دهنده آخرین: â € œI نمی تواند ادامه دهد. ایا من این روایت جالب را پیدا کردم؟ البته من آن را همیشه جذاب کردم تا ببینید که چگونه یک نویسنده موفق به کشف مرزهای معمولی یک ژانر برای آزمایش اشکال جدید می شود. آیا می خواهم بیشتر در همان سبک بخوانم؟ من فکر نمی کنم اینطور باشد - دیدگاه متعارف، به نوعی محافظه کارانه از رمان باعث می شود شخصیت ها و طرح و گفتگو را دنبال کنم. من می توانم برای مدتی هدایت می شود و به طرز عجیب و غریبی به روشی دیگر نگاه می کنم، اما من با اعتماد به نفس به مدل های قدیمی بازگشت می کنم. اما، از سوی دیگر، چه حسی؟ هر صدایی که صدا را صدا می کند، حق شنیدن دارد بقیه بستگی دارد، به طور معمول، در افق خوانندگان انتظارات. به هر حال، همانطور که استفان اسپندر در بررسی نیویورک تایمز هشدار داد، بهتر است که از کارآیی آشکار یک اثر که به شدت درون آن بسته می شود، غفلت نداشته باشد. با این حال، مهم است که فرقه بکت نباید ما را کور کند محدودیت ها. منافع در لبه سلیپیزم کامل کامل می شود و تحقیر او برای همه و همه چیز که خارج از خودآگاهی است، به راحتی قابل فهم می شود. @ و در عین حال. و هنوز. آیا شما واقعا نمی توانید سارافون عجیب و غریب که سایه و آشکار (ابر یک نفره عبور از ماه) پرتره (بیش از حد پیچیده به مشکوک به امکانات اتوماتیک) بشری محکوم در نقل قول مانند این آشکار می شود؟ آه مادر خدا، چیزهایی که باید گوش من هرگز کسی را رنج ندیدم، من هرگز هیچ رنجی را متوقف نکردم: هیچ کس هرگز متوقف نخواهد شد. بدون نیاز به دهان: کلمات در همه جا، در داخل من، در خارج از من هستند. من از همه آنها استفاده می کنم، تمام کلماتی که به من نشان دادند. اما سوال می تواند پرسید، چرا زمان نمی گذارد؟ (درست مثل این، رکورد را خاموش کن، گذر زمان را فراموش کن)
مشاهده لینک اصلی
فوق العاده: یک رمان فلسفی بدون رمان. یا شاید ماده تاریک در واقع روایتش باشد. ماده تاریک نمی تواند به طور مستقیم با تلسکوپ دیده شود. این نورها یا نورهای الکترومغناطیسی دیگر را در هر سطح قابل توجهی تولید نمی کند و نه نور را جذب می کند. در عوض، وجود و خواص آن تنها از اثر گرانشی آن بر روی ماده قابل مشاهده، تابش و ساختار بزرگ مقیاس جهان می توان نتیجه گرفت. نظریه ماده تاریک به نظر می رسد به عنوان غیر قابل تعمیم به هر چارچوب دیگری مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال، یک صدای یا صدای مختلف دارد، مهم نیست، همه آنها متفاوت هستند اما همه یکسان هستند. چیزهایی مانند هویت یا انگیزه مهم نیست. بعضی اوقات این صدای در مورد دیگران صحبت می کند یا در مورد دیگران صحبت می کند. سایه های دریدا و شرکت. هر تلاش برای صحبت کردن در مورد هر چیزی به طور خاص متوقف می شود. تنها چشم انداز شخصیت و موضوع درخشان تنظیم وجود دارد؛ یک لولا در یک کوزه، یک خانواده در یک قفس، یک کرم، که به محض اینکه توسط خواننده درک می شوند، ناپدید می شوند. به عنوان ماده تاریک، ما خیلی بیشتر از اینکه این روایت نیست، چه چیزی از آن است. و در یک دوره زمانی که مردم تقاضای تجدید نظر می کنند، این نزدیکترین به حقیقت نامطلوب است که ما می توانیم بیاوریم.
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ننامیدنی
خرید کتاب ننامیدنی
جستجوی کتاب ننامیدنی در گودریدز
عنوان: نام ناپذیر؛ اثر: ساموئل بکت؛ مترجم: سهیل سمی؛ مشخصات نشر: تهران، ثالث، 1392، در 222 ص، شابک 9789643809089؛ موضوع: داستانهای نویسندگان فرانسه قرن 20 م؛ این ترجمه از متن انگلیسی به فارسی برگردان شده است
ساموئل بارکلی بکت، نویسنده، شاعر و نمایشنامهنویس ایرلندی، و برنده جایزه نوبل ادبیات، دهها سال، در پاریس به صورت مهاجر زیست، و بسیاری از آثار خود را به زبان فرانسه نگاشت. از ایشان به همراهی «اوژن یونسکو» به عنوان یکی از پایهگذاران و نظریهپردازان تئاتر «ابزورد»، نام میبرند
مشاهده لینک اصلی
«... بیدلیل نیست که سهگانهی او را نوعی تروریسم دکارتی توصیف کردهاند. @من میاندیشم، پس هستم@ در اینجا به سخره گرفته میشود، چون نه معلوم است که من کیست، و نه مشخص است که معیار هست بودن چیست، پس شاید بتوان آن را به زبان بکتی اینگونه ترجمه کرد: من حرف میزنم و ادامه میدهم، پس میتوانم تصور کنم که تا این لحظه هستم. از این دیدگاه، شاید کار بکت قیام در برابر پوچی باشد، نه تن دادن به آن و تجلیل از آن، اما این قیام حس و حالی تلخ دارد، چون در هر حال، در یک سوی این میدان، دهان بیحیای پوچیِ سیریناپذیر باز است.»
مترجم.
مشاهده لینک اصلی
فرض کنید من شما را در یک ماشین لباسشویی قرار می دهم و ساعت ها را برای ساعت تکان می دهم - سرگیجه که احساس می کنید همان چیزی است که احساس کردم هنگام خواندن کتاب احساس می کنم. این سرگیجه باعث می شود یک سوال، مبهم است که، ماهیت واقعیت، هویت و ارتباطات اجتماعی است. راوی بی نام و بسیار غیر قابل اعتماد که همچنین ادعا می کند که آثار سه گانه قبلی سه گانه و مورفی نیز وجود دارد، در مورد چیزی یا چیزی یا چیزی چیزی است که چیزی غیر از چیزی غیر از چیزی بود؛ شاید همه چیز چیزی نیست، منظورم چیزی است؟ - مهم نیست، مهم است، اما آن را نمی ..... خوب، اگر شما می توانید 200 صفحه از این ایستاده، شما آن را دوست دارم. شما ممکن است فکر کنید بدترین بکت را در Molloy و Malone دیده اید - اما شما اشتباه می کنید، هرچند که سیگار کشیدید، او در هنگام نوشتن این یکی بسیار عالی بود. یک بررسی بسیار جذاب در اینجا وجود دارد.
مشاهده لینک اصلی
چهره آبی! ظاهر ناخوشایند زبان! تنفس آلت تناسلی آلت تناسلی مرد، خوب حالا، این یک تعجب است، Id فراموش شده من تا به حال یکی. چه تاسف داره، هیچ سلاحی ندارم، ممکن است چیزی وجود داشته باشد که از آن برداشته شود. نه، بهتر است به این ترتیب. در سن من، دوباره شروع به خواندن نماز کنید. و بی ثمر و هرگز کسی نمیتواند بگوید. با یو اوه، با تمرکز بر تمام توانایی من بر روی یک اسب تیز، در لحظه ای که دم بالا می رود، که می داند، من ممکن است به طور کامل از دست ندهید دور. بهشت، من تقریبا آن را فریب دادم!
مشاهده لینک اصلی
این عجیب ترین و سخت ترین کتابی است که تا به حال خوانده ام. بله، مشکل تر از Pynchon، DFW، و بقیه باند. این قطعا یک شلوغ بود که از طریق بخش ها به دست می آمد؛ این یک کتاب کوتاه است، اما دو هفته طول کشید تا خواندن داشته باشد، که برای من بسیار طولانی است. بنابراین عجیب و غریب، سخت، وقت گیر و گاه غیر قابل تشخیص بود اما من هنوز خوشحالم که من آن را تمام کردم (لذت بردن از آن). بعد از چند لحظه، شما سعی می کنید تا آن را حس کنید و فقط با جریان این رودخانه کلمات، یکی پس از دیگری، که به طور بی وقفه تا زمانی که بیش از قریب به اتفاق می افتد، بروید. در این سیل متن، شما شروع به انتخاب تم ها و عبارات، برخی از آنها که دو کتاب قبلی خود را در سه گانه منتشر کرده اند و شما نیز به یک ریتم شعری می رسند و شما شروع به معنا می کنید، جایی که هیچ کس وجود ندارد یا شما چیزی را انتخاب نمی کنید از معنی این کتاب کوچک و طولانی کاملا عجیب و غریب است، اما عیسی. هنگامی که آخرین جمله در سراسر صفحه خالی می شود، احساس می کنید چیزی به پایان رسیده اید. این چیزی است که من واقعا نمی توانستم به شما بگویم.
مشاهده لینک اصلی
تصور کنید انگیزه خلاق یک سیاهچاله است که از آن صدای روایت سردرگم می شود که تلاش می کند فقط خود و نه جهان را حس کند. کدام تلاش می کند شخصیت یا بدن، یا احساس یا یک داستان تبدیل شود، و تلاش می کند تا دو طرف هر سکه را بپذیرد. مانند تصویری که فقط از رنگ ها ساخته شده است، رنگ هایی که پشت سر هم شلیک می کنند، که از چوبه می آید بدون نظم ظاهری و یکپارچگی. «Unnamable تنها از کلمات ساخته شده است، چرخاندن گرد و دور خواننده در تک خطی بی پایان، پرسش، نفی و پذیرش، برای همیشه تعریف وحدت مخالفان: من در آنجا وجود دارد: من شروع به دنبال من در حال حاضر، من در اینجا جایی وجود دارد. من معتقد هستم - مهم نیست، من می گویم آن را I. شاید این خواهد بود I. آن یکسان است، همان عظمت، و همان تناقض آرام Rig-ودا استفاده می کند برای توصیف آن واحد ضعیف قدرتمند قبل از ایجاد: @ او، اولین منبع این خلقت است، آیا او همه را تشکیل داده یا آن را تشکیل نداده است، چشمی که این جهان را در بالاترین آسمانها کنترل می کند، او این را می داند، یا شاید او نمی داند. @ این صدای صحبت می کند. از هیچ. از هیچ چیز و از همه چیز از همه چیز (خوب، خوب، من گرفتار آن، بیش از حد!). تلاش برای پوشش دادن همه امکانات یک مسئله در حین سوال در مورد مسئله وجود دارد. صدای سخن گفتن از خود، احساس کامل و ناپایدار به طور کامل است، تحت فشار قرار دادن اختلال روایت اجباری در حالی که تلاش برای سکوت: آه اگر تنها این صدای می تواند متوقف شود! این صدای بی معنی که از شما هیچ چیز را جلوگیری نمی کند، به سختی شما را از هیچ چیز و هیچ جا مانع نمی کند - فقط به اندازه کافی برای ادامه ی افتادن این شعله ی کوچک زردی که کمی از سمت به سمت تکان می خورد، مانند نفس کشیدن، تمایل به ایجاد (Rig-Veda دوباره!) با وجود اطمینان، خستگی و احساس بی نظمی. به همین دلیل است که (در حالی که آن نیست) یک نمونه خوب از آنچه در معرض مقادیر معیشتی در معرض پذیرش رومیان قرار دارد، می تواند باشد. به همین دلیل است که شما می توانید آن را بخوانید (اما می توانید؟) در یک شیوه تفکیک گرایی، از آنجایی که به نظر می رسد که ایده زبان دریدا را در یک لحظه بحران قرار دهید. همه اینها این است که در حالیکه \"این\" وجود دارد یا شاید \"آن\" باشد، اگرچه \"قهرمان\" یک روایت است که درمورد حلقه ضرب و شتم انگیزه خلاقانه گرفتار شده است بین خشم خلاق و وسوسه خلاق و قادر به متوقف کردن. بنابراین اولین کلمات: â € œKeep رفتن، رفتن (تماس بگیرید که رفتن، تماس بگیرید آن را بر روی) â €، که نشان دهنده آخرین: â € œI نمی تواند ادامه دهد. ایا من این روایت جالب را پیدا کردم؟ البته من آن را همیشه جذاب کردم تا ببینید که چگونه یک نویسنده موفق به کشف مرزهای معمولی یک ژانر برای آزمایش اشکال جدید می شود. آیا می خواهم بیشتر در همان سبک بخوانم؟ من فکر نمی کنم اینطور باشد - دیدگاه متعارف، به نوعی محافظه کارانه از رمان باعث می شود شخصیت ها و طرح و گفتگو را دنبال کنم. من می توانم برای مدتی هدایت می شود و به طرز عجیب و غریبی به روشی دیگر نگاه می کنم، اما من با اعتماد به نفس به مدل های قدیمی بازگشت می کنم. اما، از سوی دیگر، چه حسی؟ هر صدایی که صدا را صدا می کند، حق شنیدن دارد بقیه بستگی دارد، به طور معمول، در افق خوانندگان انتظارات. به هر حال، همانطور که استفان اسپندر در بررسی نیویورک تایمز هشدار داد، بهتر است که از کارآیی آشکار یک اثر که به شدت درون آن بسته می شود، غفلت نداشته باشد. با این حال، مهم است که فرقه بکت نباید ما را کور کند محدودیت ها. منافع در لبه سلیپیزم کامل کامل می شود و تحقیر او برای همه و همه چیز که خارج از خودآگاهی است، به راحتی قابل فهم می شود. @ و در عین حال. و هنوز. آیا شما واقعا نمی توانید سارافون عجیب و غریب که سایه و آشکار (ابر یک نفره عبور از ماه) پرتره (بیش از حد پیچیده به مشکوک به امکانات اتوماتیک) بشری محکوم در نقل قول مانند این آشکار می شود؟ آه مادر خدا، چیزهایی که باید گوش من هرگز کسی را رنج ندیدم، من هرگز هیچ رنجی را متوقف نکردم: هیچ کس هرگز متوقف نخواهد شد. بدون نیاز به دهان: کلمات در همه جا، در داخل من، در خارج از من هستند. من از همه آنها استفاده می کنم، تمام کلماتی که به من نشان دادند. اما سوال می تواند پرسید، چرا زمان نمی گذارد؟ (درست مثل این، رکورد را خاموش کن، گذر زمان را فراموش کن)
مشاهده لینک اصلی
فوق العاده: یک رمان فلسفی بدون رمان. یا شاید ماده تاریک در واقع روایتش باشد. ماده تاریک نمی تواند به طور مستقیم با تلسکوپ دیده شود. این نورها یا نورهای الکترومغناطیسی دیگر را در هر سطح قابل توجهی تولید نمی کند و نه نور را جذب می کند. در عوض، وجود و خواص آن تنها از اثر گرانشی آن بر روی ماده قابل مشاهده، تابش و ساختار بزرگ مقیاس جهان می توان نتیجه گرفت. نظریه ماده تاریک به نظر می رسد به عنوان غیر قابل تعمیم به هر چارچوب دیگری مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال، یک صدای یا صدای مختلف دارد، مهم نیست، همه آنها متفاوت هستند اما همه یکسان هستند. چیزهایی مانند هویت یا انگیزه مهم نیست. بعضی اوقات این صدای در مورد دیگران صحبت می کند یا در مورد دیگران صحبت می کند. سایه های دریدا و شرکت. هر تلاش برای صحبت کردن در مورد هر چیزی به طور خاص متوقف می شود. تنها چشم انداز شخصیت و موضوع درخشان تنظیم وجود دارد؛ یک لولا در یک کوزه، یک خانواده در یک قفس، یک کرم، که به محض اینکه توسط خواننده درک می شوند، ناپدید می شوند. به عنوان ماده تاریک، ما خیلی بیشتر از اینکه این روایت نیست، چه چیزی از آن است. و در یک دوره زمانی که مردم تقاضای تجدید نظر می کنند، این نزدیکترین به حقیقت نامطلوب است که ما می توانیم بیاوریم.
مشاهده لینک اصلی