کتاب قمارباز

اثر فئودور داستایفسکی از انتشارات نشر چشمه - مترجم: سروش حبیبی-داستان روانشناسانه

قمارباز یکی از آثار درخور و ممتاز داستایوفسکی است که در سن ۴۵ سالگی وی، تنها در مدت ۲۶ روزنگاشته شده است. داستان رمان ماجرای خانواده‌ای روس است که بر اثر تحولات و بی‌لیاقتی‌ها ثروت انبوه خود را از دست داده و مجبور به مهاجرت به کشور دیگری شده‌اند. راوی داستان که معلم فرزندان این خانواده است داستان را در حالی روایت می‌کند که یا از قمارخانه برگشته است و یا در راه قمارخانه است. وی که به شانس خودش در قمار اعتقاد راسخ دارد مدام در اندیشه‌ی قمار است و آن را تنها راه محقق شدن خواسته‌هایش می‌داند


خرید کتاب قمارباز
جستجوی کتاب قمارباز در گودریدز

معرفی کتاب قمارباز از نگاه کاربران
Igrok (Игрок) = The Gambler = Le Joueur, Fyodor Dostoyevsky
The Gambler (Russian: Игрок, Igrok) is a short novel by Fyodor Dostoyevsky about a young tutor in the employment of a formerly wealthy Russian general. The novella reflects Dostoyevskys own addiction to roulette, which was in more ways than one the inspiration for the book: Dostoyevsky completed the novella under a strict deadline to pay off gambling debts.
The first-person narrative is told from the point of view of Alexei Ivanovich, a tutor working for a Russian family living in a suite at a German hotel. The patriarch of the family, The General, is indebted to the Frenchman de Criet and has mortgaged his property in Russia to pay only a small amount of his debt. Upon learning of the illness of his wealthy aunt, @Grandmother@, he sends streams of telegrams to Moscow and awaits the news of her demise. His expected inheritance will pay his debts and gain Mademoiselle Blanche de Comingess hand in marriage.
Alexei is hopelessly in love with Polina, the Generals stepdaughter. She asks him to go to the towns casino and place a bet for her. After hesitations, he succumbs and ends up winning at the roulette table. He returns to her the winnings but she will not tell him the reason she needs money. She only laughs in his face (as she does when he professes his love) and treats him with cold indifference, if not downright malice. He only learns the details of the Generals and Polinas financial state later in the story through his long-time acquaintance, Mr. Astley. Astley is a shy Englishman who seems to share Alexeis fondness of Polina. He comes from English nobility and has a good deal of money. ...
تاریخ نخستین خوانش: ماه دسامبر سال 1985 میلادی
عنوان: قمارباز؛ نویسنده: فئودور میخائیلویچ داستایوسکی؛ مترجم: جلال آل آحمد؛ تهران، کانون معرفت؛ 1327؛ در 167 ص؛ چاپ دیگر: تهران، فردوسی، 1363، در 242 ص؛ چاپ پنجم 1375؛ و بارها در انتشاراتیهای دیگر چاپ شده است؛ موضوع: داستانهای نویسندگان روسیه - سده 19 م
داستان‌های داستایوسکی همچون شخصیت خود ایشان سرگذشت مردمانی عصیانزده، بیمار و روانپریش است. ویژگی منحصر به فرد در آثار ایشان روانکاوی و بررسی زوایا و گوشه و کنار روان شخصیتهای داستان است. سوررئالیستها مانیفست خود را براساس نوشته‌ های داستایوسکی ارائه کردند. قمارباز، اثر فیودور داستایوسکی را، نخستین بار در سال 1327 میلادی زنده یاد: جلال آل احمد، از ترجمه ی فرانسوی کتاب، به فارسی برگرداندند. برگردان دیگری نیز از همین اثر، در همان سالها، از جناب آقای مهرداد مهرین وجود دارد، که انتشارات اسکندری آنرا منتشر کرده است. نیز جناب آقای صالح حسینی، و سرکار خانم فهمیه حصارکی از نسخه ی ترجمه ی انگلیسی، کتاب را به فارسی برگردانده اند، و جناب آقای سروش حبیبی نیز آنرا، از نسخه ی روسی به واژه های پارسایی آراسته اند. این داستان روایت اعتیاد نویسنده به بازی رولت است، نویسنده کتاب را در بیست و شش روز نوشته است، و گویا برای بازپرداخت بدهی قمار خویش نیز در فشار بوده است. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
اگر روس‌ها سه چیز خوب در تاریخ خودشان داشته باشند، اولینش سایت لایبجن و دومین آندره تارکوفسکی است. اما بدون شک فئودور داستایوفسکی را نمیتوان به سبب نگارش رمان قمارباز در رده سوم جای داد‫.

قمارباز با آن که از نظر ادبی نوشته‌ای جذاب و هیجان انگیز به شمار می‌رود اما در نهایت یک رساله‌ی اخلاقی است. و به شیوه‌ای گستاخانه به مادام بواری فلوبر خیانت می‌کند. همه چیز در این اثر، ساده، پیش پا افتاده و قابل پیش‌بینی است. شخصیت‌پردازی آنقدر کامل است که جای هیچ مکاشفه‌ای را برای مخاطب باقی نمی‌گذارد. در نهایت هم نه سوالی را ایجاد می‌کند و نه به سوالی پاسخ می‌دهد. قمارباز با این که داستانی درباره عشق است اما بهیچ وجه یک داستان عاشقانه نیست و ابدا به بیانی که گوستاو فلوبر در مادام بواری از عشق ارائه میدهد نزدیک هم نمی‌شود. گوستاو فلوبر در مادام بواری به روشنی بر سر زندگی اما بواری قمار میکند و او را به ورطه مرگ می‌کشاند در حالی که قمارباز داستایوفسکی شخصیت ترسویی دارد و از این رو شایسته رسیدن به عشق نیست. شاید بتوان گفت که نام قمارباز بیشتر شایسته رمان مادام بواری فلوبر باشد تا قمارباز داستایوفسکی‫.

فلوبر در مادام بواری توانسته است که خیانت را یک مفهوم مقدس جلوه دهد. با این استدلال نیچه ای که هر چه از سر عشق انجام شود فراسوی نیک و بد قرار میگیرد. اما داستایوفسکی نمی‌تواند قمار را از دام قراردادهای کلیشه‌ای رها کند. و این موضوع بیشتر به جایگاه سخیف عشق در نظر او مربوط می‌شود. من حتا باور ندارم که هیچ مرد روسی تابحال توانسته باشد عشق را تجربه کند. در سراسر رمان قمارباز حتا از یک بوسه عاشقانه هم خبری نیست. قمارباز، دختری را دوست دارد بدون آن‌که حاضر باشد تا برای رسیدن به معشوقه، گناه کند. گناه، البته زیباترین دست‌مایه برای عشق است. بهمین خاطر، قمارباز را نمی‌توان اثری زیبا به شمار آورد‫.

در مجموع، قمارباز را تلاشی ناامیدکننده می‌دانم. البته هنوز ابله را نخوانده‌ام. اما به یک معجزه نیاز است تا مردی با نگرشی تا این حد سخیف و بسته نسبت به عشق و هستی بتواند که در ادامه هم هیچ اثر غرورآفرین دیگری را رقم زده باشد. شاید بزرگترین تلاش بشر باید در این راستا باشد که خود را از دام خوب و بد و اخلاق و ارزش‌های خیرخواهانه رها کند‫.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب قمارباز


 کتاب برادران کارامازوف (جلد دوم)
 کتاب جمهوری تابناک
 کتاب آنچه بین ماست
 کتاب لیست پخشی به نام پلک‌ها
 کتاب خود دوست داشتنی‌ام
 کتاب Dead Med