چارلز واتکینز، استاد کلاسیک در دانشگاه کمبریج، در این رمان بلندپروازانه جنون و آزادی که برنده جایزه بوکر نامزد جایزه شده است، "زندگی درونی" فریبنده ای را در زندگی مدرن تصور می کند. دچار شکستگی شده و به بیمارستان روانی محدود شده است، زیرا دوستان و پزشکان او را به واقعیت بازگردانده اند. اما واتکینز به یک ماجراجویی عظیم پیکولوژیکی که او را از یک قایق ریسندگی در اقیانوس اطلس به یک شهر سنگی ویران شده در یک جزیره گرمسیری به سوی سفر بیرونی فضایی از طریق آوازهای سیاره می برد، آغاز کرده است. همانطور که او در ذهن خود از طریق حافظه حرکت می کند و دورتر از حد تخیل است، پزشکان او سعی می کنند او را با مواد مخدر قوی تر، در رقابت برای روح خود، تحت الشعاع قرار دهند. در این رمان تحریک آمیز، لسینگ ما را در یک سفر هیجان انگیز به قلمرو به ندرت چشم انداز ذهن درون ما می برد.
خرید کتاب رهنمودهایی برای نزول در دوزخ
جستجوی کتاب رهنمودهایی برای نزول در دوزخ در گودریدز
معرفی کتاب رهنمودهایی برای نزول در دوزخ از نگاه کاربران
[rating = B-] این رمان دوم من خانم لسینگ است و من باید بگویم که من همیشه تحت تاثیر مهارت و تنوع شما به عنوان یک نویسنده تاثیرگذار است. این رمان (عمدتا) در بخش بیمارستان است که پروفسور چارلز واتکینز از دست دادن حافظه رنج می برد. از اتهامات او (یا چیزی که او معتقد به واقعیت یا حداقل واقعیت جایگزین) نامه هایی از پزشکان خود به دوستان و خانواده است، این رمان خواننده را به سواحل تخیلی جزیره های متافیزیکی مرموز به فضا به ذهن کسی می اندازد کار بیش از حد و @ زامبی @. قسمت اول عمدتا رویاها (و یا شاید آنها خاطرات آگاهانه غیرقابل دسترس هستند) از چارلز: یک ملوان که همراهانش با یک @ crystal @ گرفته شده است، و سپس سفر او به جزیره ای است که اتفاقات بسیار استعاری و شعری در آن وجود دارد و سپس بازگشت به نیمه واقعیت در بیمارستان. Doris Lessing شگفت انگیز با موازی، مطابق با حیوانات و منابع ادبی / کتاب مقدس برای ایجاد حالت رویایی استاد کاملا واقع بینانه است. او می دهد ویژگی های مشابه (چشم طلایی) برای نشان دادن موجودات از خورشید است و ظاهرا به این استاد غم انگیز در این جزیره به عنوان یک راهنمای فرستاده شده است؛ البته موانعی مانند زن خونین که مانند وحشی ها خوردن و رقص در اطراف آتش، وسوسه ای است که او را می کشند وجود دارد؛ و نمادهای دیگر سلسله مراتب اجتماعی و ایده ای که بشریت باید به جای مبارزه در میان خود، با هم کار کنند. اما پس از آن او با برخی از اصطلاحات بسیار هوشمند و متمایز از جهان که در حال نزدیک شدن به تخریب به سوی بشریت است، می رود (نشان داده شده است از طریق بازیگران @ gods @ @ Merk Ury @ (به عنوان Mercury، به همین ترتیب) و یک کنفرانس سیاره / خدایان برای بحث وضعیت در زمین بسیار جالب است، اما گاه طولانی و خسته کننده است. انتهای غیر قابل پیش بینی نیست، هرچند به نظر می رسد عمدتا وجود دارد که می گویند ما باید همه را به حالت عادی بازگردانیم، که بعضی اوقات فرصتی را به خطر می اندازد که احتمالا از دست برود به عنوان مجموع خودمان، ماهیت ما است. با این حال، من هنوز از این کتاب در مورد آگاهی و ناخودآگاه و ایده هایی که لسینگ درک می کند، خانواده و اثرات زیست محیطی بشریت و روانشناختی و انعطاف پذیری که اتفاق می افتد، لذت بردم. زمان به مردم. در همه یک کتاب بسیار خوب، اگر نه کمی موعظه.
مشاهده لینک اصلی
دوریس لسینگ ممکن است هر جایزه ادبی در اروپا را به دست آورد، از جمله جایزه نوبل ادبیات، اما این رمان جادوگر است. من تصور می کنم آن است که ترکیب برخی از علم تخیلی با تجزیه و تحلیل روانشناختی از بیماری روانی، اما آن را فقط به عنوان به عنوان منحرف unsprided به من مراجعه کنید. من این کتاب را در طول حدود دو سال خوانده ام، زیرا من فقط می توانم به من فشار نمی راه از طریق آن این ممکن است تاثیر منفی در مورد کتاب داشته باشد، اما صادقانه، اگر این داستان هر شایستگی داشته باشد، من دوسال را برای خواندن آن نیاوردم. نیمی از کتاب کامل توسط یک شخصیت اصلی، یک مرد که از آمنیازیس / اسکیزوفرنی رنج می برد و در یک بخش روان پذیرفته شده است، توسط جریان تکفیری آگاهی گرفته شده است. من هیچ مشکلی با جریان آگاهی ندارم، هی، من ناهار برهنه را برای صبحانه خوردن می کنم، اما این به هیچ وجه ادامه نمی یابد. وقتی که من بالاخره توانستم به پایان برسیم، من با یک پاداش پاداش ... اوه، من با هیچ چیز پاداش نگرفتم. افرادی که در بررسیهای دیگر ادعا میکنند این کتابی است که شما @ دریافت @ یاdont get @ دریافت میکنید. یا من به دوم می افتم، یا هیچ چیز برای این کار وجود ندارد ... شرط من این است که فقط چیزی ارزشمند وجود ندارد.
مشاهده لینک اصلی
امتیاز کم من دادن کتاب هیچ ارتباطی با نویسنده برجسته، Doris Lessing، موضوع کتاب او یا نوشتن آن ندارد. یک تلاش واقعا شگفت انگیز بهwalk در کفش @ یک فرد مبتلا به ذهنی: باور نکردنی شجاع و آمپر؛ قابل توجه است، زیرا لسینگ در سال 1971 آن را نوشت! در برخورد با چالش های خانوادگی سیستمیک درگیر در بیماری های روانی و \u0026 amp؛ چنین درمان بحث انگیز به عنوان E.C.T. (Electro-Convulsive Therapy)، حتی امروز، یک کار تحسین برانگیز است. من می دانم که این دستاورد از تجربه چند عضو خانواده، مادر مرحوم من است. با این حال، و احتمالا به این دلیل که من به سادگی در مورد علل @ mechanics @ بیماری روانی درک نمی کنم، نیمه اول کتاب برای من تقریبا کاملا غیر قابل درک بود. و بله، من چندین بار وسوسه شدم که کتاب را کنار بگذارم. من خوشحالم که من ندیدم، زیرا آخرین سوم کتاب مفید و گاه الهام بخش بود.
مشاهده لینک اصلی
من مطمئنا این را به عنوان کتاب هوشمندانه نوشته ام. اما متأسفانه، گاهی اوقات روایتی طولانی وجود داشت که واقعا نمی توانستم جایی که منجر به آن می شد، به طوری که من خسته شدم. ابتدا جالب بود با ارائه برخی از بینش به جنون بیمار و آشکار قطع ارتباط بین واقعیت عاقلانه و دیوانه. اما زمانی که او در روایات طولانی زندگی جزیره خیالی خود شروع کرد، اغلب اوقات من نتوانستم حوادث مربوط به هر چیز معقول را به هم مرتبط کنم، احتمالا، به دلیل غوطه ور شدن در قسمت های کمتر جالب، خیلی از دست رفته بودم. سپس، به عنوان زندگی واقعی و نظرات و دیدگاه های او به عنوان یک انسان عاقل مشخص شد، من می توانم بیت ها و قطعات را از واقعیت فلش در جنون او شناسایی کنم. این یک اثر خوب بود. شاید، شما باید دو بار برای به دست آوردن حداکثر آن برآمدگی را برای دویدن به دوزخ بخوانید. من هنوز آن را امتحان نکرده ام.
مشاهده لینک اصلی
خوب، من تقریبا نیمی از آن را انجام دادم. در حالی که من عاشق عنوان و قدردانی از روش تجربی و بسیار آزاد فرم، من نه سرگرم و نه روشن شده توسط این. من خوشحالم که وجود دارد، شاید دیگران از رمز و راز و فانتزی / علمی تازه فهمیدنی لذت ببرند، اما آن را سردی من را ترک کرد. من تحت تأثیر آن قرار گرفتم و با گرمایش جهانی (در اوایل سال 1971) نگرانی داشتم، اما زمانی که زهره الهه علم را فقط یک دین انسانی نامید، خوب، این برای من بود.
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب رهنمودهایی برای نزول در دوزخ
خرید کتاب رهنمودهایی برای نزول در دوزخ
جستجوی کتاب رهنمودهایی برای نزول در دوزخ در گودریدز
مشاهده لینک اصلی
دوریس لسینگ ممکن است هر جایزه ادبی در اروپا را به دست آورد، از جمله جایزه نوبل ادبیات، اما این رمان جادوگر است. من تصور می کنم آن است که ترکیب برخی از علم تخیلی با تجزیه و تحلیل روانشناختی از بیماری روانی، اما آن را فقط به عنوان به عنوان منحرف unsprided به من مراجعه کنید. من این کتاب را در طول حدود دو سال خوانده ام، زیرا من فقط می توانم به من فشار نمی راه از طریق آن این ممکن است تاثیر منفی در مورد کتاب داشته باشد، اما صادقانه، اگر این داستان هر شایستگی داشته باشد، من دوسال را برای خواندن آن نیاوردم. نیمی از کتاب کامل توسط یک شخصیت اصلی، یک مرد که از آمنیازیس / اسکیزوفرنی رنج می برد و در یک بخش روان پذیرفته شده است، توسط جریان تکفیری آگاهی گرفته شده است. من هیچ مشکلی با جریان آگاهی ندارم، هی، من ناهار برهنه را برای صبحانه خوردن می کنم، اما این به هیچ وجه ادامه نمی یابد. وقتی که من بالاخره توانستم به پایان برسیم، من با یک پاداش پاداش ... اوه، من با هیچ چیز پاداش نگرفتم. افرادی که در بررسیهای دیگر ادعا میکنند این کتابی است که شما @ دریافت @ یاdont get @ دریافت میکنید. یا من به دوم می افتم، یا هیچ چیز برای این کار وجود ندارد ... شرط من این است که فقط چیزی ارزشمند وجود ندارد.
مشاهده لینک اصلی
امتیاز کم من دادن کتاب هیچ ارتباطی با نویسنده برجسته، Doris Lessing، موضوع کتاب او یا نوشتن آن ندارد. یک تلاش واقعا شگفت انگیز بهwalk در کفش @ یک فرد مبتلا به ذهنی: باور نکردنی شجاع و آمپر؛ قابل توجه است، زیرا لسینگ در سال 1971 آن را نوشت! در برخورد با چالش های خانوادگی سیستمیک درگیر در بیماری های روانی و \u0026 amp؛ چنین درمان بحث انگیز به عنوان E.C.T. (Electro-Convulsive Therapy)، حتی امروز، یک کار تحسین برانگیز است. من می دانم که این دستاورد از تجربه چند عضو خانواده، مادر مرحوم من است. با این حال، و احتمالا به این دلیل که من به سادگی در مورد علل @ mechanics @ بیماری روانی درک نمی کنم، نیمه اول کتاب برای من تقریبا کاملا غیر قابل درک بود. و بله، من چندین بار وسوسه شدم که کتاب را کنار بگذارم. من خوشحالم که من ندیدم، زیرا آخرین سوم کتاب مفید و گاه الهام بخش بود.
مشاهده لینک اصلی
من مطمئنا این را به عنوان کتاب هوشمندانه نوشته ام. اما متأسفانه، گاهی اوقات روایتی طولانی وجود داشت که واقعا نمی توانستم جایی که منجر به آن می شد، به طوری که من خسته شدم. ابتدا جالب بود با ارائه برخی از بینش به جنون بیمار و آشکار قطع ارتباط بین واقعیت عاقلانه و دیوانه. اما زمانی که او در روایات طولانی زندگی جزیره خیالی خود شروع کرد، اغلب اوقات من نتوانستم حوادث مربوط به هر چیز معقول را به هم مرتبط کنم، احتمالا، به دلیل غوطه ور شدن در قسمت های کمتر جالب، خیلی از دست رفته بودم. سپس، به عنوان زندگی واقعی و نظرات و دیدگاه های او به عنوان یک انسان عاقل مشخص شد، من می توانم بیت ها و قطعات را از واقعیت فلش در جنون او شناسایی کنم. این یک اثر خوب بود. شاید، شما باید دو بار برای به دست آوردن حداکثر آن برآمدگی را برای دویدن به دوزخ بخوانید. من هنوز آن را امتحان نکرده ام.
مشاهده لینک اصلی
خوب، من تقریبا نیمی از آن را انجام دادم. در حالی که من عاشق عنوان و قدردانی از روش تجربی و بسیار آزاد فرم، من نه سرگرم و نه روشن شده توسط این. من خوشحالم که وجود دارد، شاید دیگران از رمز و راز و فانتزی / علمی تازه فهمیدنی لذت ببرند، اما آن را سردی من را ترک کرد. من تحت تأثیر آن قرار گرفتم و با گرمایش جهانی (در اوایل سال 1971) نگرانی داشتم، اما زمانی که زهره الهه علم را فقط یک دین انسانی نامید، خوب، این برای من بود.
مشاهده لینک اصلی