خرید کتاب ابله
جستجوی کتاب ابله در گودریدز
لازم نمیبینم که از قدرت و مهارت داستایوفسکی در نویسندگی چیزی ذکر کنم، برای همین مستقیم به بررسی این اثر میپردازم. داستانی جذاب با روندی مناسب و گیرایی بالا. تقریبا تا میانه اثر، گیرایی داستان واقعا بالاست، در میانه های راه، کمی سیر سینوسی پیدا میکند، که البته برای پیشبرد داستان تقریبا ضروری است، اما خوشبختانه دوباره جذابیت خود را به دست می آورد و در نهایت کاملا جذاب و غیر منتظره، به پایان می رسد، به صورتی که تا انتهای داستان، پایان آن را نمیتوان پیش بینی کرد
نقاط قوت:
طراحی و توجه به جزئیات با دقت بالا. شخصیت های داستان با مهارت، دقت و نظارت اجتماعی خوبی طراحی شده اند. شخصیت ها، روند داستان و جزئیات درهمتیندگی بالا و قدرتمندی دارند. نظارت اجتماعی با دقت مناسبی بر روی سبک زندگی قشر های مختلف جامعه صورت گرفته و شخصیت های کلیشه ای در داستان وجود ندارد. پرتره مناسبی از شخصیت اصلی داستان، افکار و اندیشه های او و همچنین عدم درک درست و کامل او توسط اطرافیانش و در نتیجه قرار گرفتن شخصیت اصلی در شرایط روحی حاصل از اتفاقات اطراف، با مهارت تمام کشیده شده و به نثر درآمده است.
نقاط ضعف:
استفاده از جزئیات غیر ضروری و بیش از حد الزام در بخش های مختلف داستان. وجود بخش های غیر ضروری شامل مکالمات و اتفاقات بین شخصیت های فرعی که تحت هیچ شرایطی به پیشروی داستان و یا شفاف سازی نقاط تاریک آن، کمکی نمیکند و هیچ ارجاعی به آن در سراسر داستان صورت نمیگیرد. به نظرم بزرگترین نقطه ضعف این اثر، فقط همین است. تعداد تقریبا بالایی از این چنین بخش ها در داستان وجود دارد که اگر حذف میشدند، نه تنها به بدنه اصلی داستان صدمه ای وارد نمی کردند، بلکه باعث میشدند تعداد صفحات این اثر، به مراتب کمتر باشد.
ترجمه، بازخوانی و ویرایش این اثر:
ترجمه مناسبی از این اثر صورت گرفته. تنها مشکل اصلی، غلط های املایی و تایپی زیاد در این نسخه است، به صورتی که این مشکل کاملا به وضوح دیده میشود.
مشاهده لینک اصلی
من کی باشم که کتاب داستایوفسکی رو نقد کنم:دی
سایت زیر نقد مناسبی برای این اثر فوق العاده، از جناب شاپور بهیان قرار داده است.
درباره ی رمان ابله
مشاهده لینک اصلی
ما تمایل داریم که بیگناهی را به عنوان یک فضیلت پاکیزه نشاط بدانیم. تماس با آن قرار است روح را بهبود بخشد. اما این طور نیست. گاهی اوقات، در شرکت، پسر پنج ساله من چیزهایی را که من نمیخواهم بیگانهها را بدانم، از بین ببرم و در نهایت خجالت میکشم! بی گناهی او باعث ناراحتی من می شود. من نیز آن دختر کوچک از حلب را که هر روز به طور آنلاین وضعیت در شهر تحت محاصره را به روز می کردم، به یاد می آورم. واکنش رژیم اسد به پست های آنلاین خود را تصور کنید. آیا آنها توسط بیگناهی او برنده شده اند؟ به هیچ وجه! آنها بی گناه او را به شدت ناراحت ساخته بودند. آنها می خواستند او را ببندند. ایدئوتا در اینجا تاثیر مشابهی بر جامعه روسیه دارد. ایده Dostoevsky این بود که اگر مسیح به قرن نوزدهم قرن نوزدهم باز گردید، او را به عنوان یک عقل، عجیب و غریب درمان خواهد کرد. بنابراین او شخصیتی را ایجاد کرده است که همیشه تلاش می کند تا صادقانه بگوید، حقیقت را بگوید همانطور که می بیند. او \"سادگی ناب\" دارد و بی حد و حصر اعتماد دارد. بی گناهی او هر چند باعث نفرت به عنوان تحسین، هرج و مرج بیشتر از حسن نیت است. او باعث می شود تا شما را درک کنید که موقعیت های بسیاری در زندگی وجود دارد که در آن دروغ به حقیقت ترجیح داده می شود، اگر قایق تکان ندهد. از آنجا که تقریبا همیشه چیزی در دروغ به کار میرود، به ویژه در آن چیزی که ما دروغ میگوییم. در اینجا معمولا به دست آوردن منافع شخصیتی از سوءاستفاده از حقیقت است. معمولا این دروغ خصوصی خصوصی است گاهی اوقات بزرگتر، دروغ های عمومی تر، مانند Trump انکار تغییرات آب و هوایی است، زیرا در منافع مالی خود برای این موضع گیری است. او نمیخواهد به تصاویری از طبیعت بیگناه ویران شده توسط نشت نفت از لولههای نشت نگاه کند. یکی از جالب ترین چیزهایی که من در خواندن آموختم این است که چگونه رمان از قرن نوزدهم پیشرفت کرده است. به عنوان درخشان به عنوان این است که بسیاری از waffle وحشی، به طوری که اگر همه کاراکتر در آمفتامین هستند و نمی دانم زمانی که به تعطیل. داستایوفسکی به جای تاکتیک های ارزان نیز احترام می گذارد - یک شخصیت با ضرورت انتقال اخبار به نفس نفس می کشد اما به جای اینکه به نقطه ای برسد که یک گفتمان کاملا متفاوت است و در نهایت تصمیم می گیرد وقت آن نباشد که اخبار خود را به اشتراک بگذارد. یا راوی به ما می گوید که او نمی داند چه دو شخصیت در مورد زمانی که تنها با هم بودند صحبت می کردند، هر چند که در صفحه قبلی او به ما گفت که شخصیتی که در ذهن خودش قرار دارد، فکر می کند. من تعجب کردم که آیا این موضوع در مورد داستایوفسکی بود یا فقط تلخی بود. ظاهرا این سریال بود و Dostoevsky تحت فشار زیادی بود که او آن را نوشت. همچنین، همه زنان هم مجرد هستند. آنها بسیار ناپایدار و فریبنده هستند که نمیتوانند آنچه را که می خواهند بدانند. آنها به نظر میرسد با انرژی جنسی انسدادی پر شده است. احساسات جنسی در رمان Dostoevsky به نظر می رسد که شخصیت های زن را نه تنها به بی گناهی، بلکه همچنین اندازه گیری انعکاس، متن زیر من که کاملا راحت نیست. زنان گاهی اوقات وضوح موضوع این رمان را اشتباه می گیرند. و در نهایت حسادت جنسی یک زن جوان بویژه بی گناه است که باعث ضرب و شتم پایان می شود. این خواندن بی نظیری نیست. این می تواند کیسه ای، هرج و مرج، تلخ باشد اما بهترین بیت ها به سادگی درخشان هستند و به طور کلی من آن را به عنوان خوانده شده فوق العاده آموزش و پرورش پیدا کردم.
مشاهده لینک اصلی
· ΞÎμκίνΠσΠÎ'ιΠ± ± Î²Î¬Î¶Î¿Î½Ï \"Î ± من، من ± Ï Ï € IOE\" ιÏ، ÎμκÎ'όσÎμιÏ، Î ± Ï ‡ I-Î ± Ï € ÏŒÏ Î¿Ï ... ï »Î¿Ï .... من \"ιΠ± 400 σÎμÎ\" ίÎ'ÎμÏ ،. ÎšÎ¿Ï ... من Î¬ÏƒÏ \"من ± Ï € · κΠοÎ\" من، من ± Ï € Î¿Ï ÏŽÎ½Ï \"من ± من، من ± γιÎ\" من ÎμίνΠι ± من \"όσο κΠκό ± من \"ο βιβÎ\" ίο σÎμ ÏƒÏ ‡ · ÎσΠμÎμ من \"من ... οÏ، κΠ± Ï Î ± Î¼Î¬Î¶Î¿Ï ÎºÎ † ± Ï Î¹\" ο ÎγκΠ»من · μΠ± Ï € Î Î¿Ï ... ÎμÎ¯Ï ‡ Ï ‡ ± μÎÏ Î¹ ÏƒÏ \"ιγμήÏ، Î'ιΠ± βάσÎμι. Î £ Ï ‡ ... νÎÏ Î¹ÏƒÎ Î¼Îμ ÎμκÎ'όσÎμÎ¹Ï ±، من \"κοβόσÏ\" من ·. من \"ιάβΠζΠ± ± ± ÎνΠάÎ\" من \"من ο\" ÎμÎ \"ÎμÎ¯Ï ‰ من، من † ± Î'Î¹Î Î¿Ï ÎμÏ\" ικό βιβΠ\"ίο. من \"ιάβΠσΠ± ± ± Î ± ÎνΠκόμΠ± Î ± Ï € οÎ\" من ± Ï ... ÏƒÏ \"ικό κΠ± ι ÏƒÏ ... γκÎ\" Î¿Î½Î¹ÏƒÏ \"ικό دوم γο من\" Î¿Ï ... من \"ÎμÏ Î¬ÏƒÏ\" Î ± Ï ... Î¹Î¿Ï ... من \"من Î¿Ï ÏƒÏ ... Î³Î³Ï ± Ï † Î ±. من \"Îμ من\" من ‰ ο θÎμÏ IZ κΠ± من \"من من\" ÎμÏ Î¿ σÎμ ÏƒÏ ‡ · ÎσΠμÎμ من \"من ± Ï Ï € I'i ο ها Izi\" Î ±، Î ± Î » من \"من € ï¬ ÏƒÎμ κάθÎμ ÎμÏ دوم € من\" من ‰ من ... من · σΠοκΠ€ \"III · κΠ± σÏ\" ο من \"من ± λ ÎÎ½Ï \"ο من\" من Ï Î¿Ï ... \"οσÏ\" ογιÎÏ † ± σκι.Î'κόμΠÎνΠ± Ï € γο دوم Î ± Î ± II I € Î IOE \"ογοÏ\" ÎμÏ ‡ νικό κΠ± Ï † ι ιΠ\"Î¿ÏƒÎ¿Ï Î¹ÎºÏŒ κΠ† ± Ï ‡ ι دوم ... οÎ\" ογικό. من \"Îμν ÎμίνΠι Ï ±\" من ... من ‡ Î ± Ï Î¯Î¿ \"ο γÎμγονόÏ، ÏŒÏ\" ι I II \"σÎμ κΠ± ι Î | Ï ÏŒÏ ... νÏ\" ÎμÏ € Î · من ÎμÎ¬ÏƒÏ \"من · Î ± ν κΠ± Ï € IOE من\" من Ï Î¿Î½ \"οσÏ\" ογιÎÏ † σκι.
مشاهده لینک اصلی
آیا کشورهای جهان وجود دارند که به احتمال زیاد ادبیات افسرده را نسبت به دیگران تولید می کنند؟ اگر چنین باشد، روسیه باید تقریبا بالای فهرست باشد. هنوز میخواهم یک رمان روسی بخوانم که برای تمام قهرمانان خوب است. من فقط می توانم به چند مورد فکر کنم که در آن چیزها حتی برای برخی از شخصیت های اصلی هم خوب عمل می کنند. و داستایوفسکی البته تراژدی های او را دوست دارد. اییوت یکی از آنهاست. در حالی که آن را نه به عنوان غم انگیز، مانند، جرم و مجازات، تقریبا تمام قهرمانان آن به پایان چسبیده اند، و به عنوان همیشه، آنها با بسیاری از درام و فریب در راه خود را در آنجا ملاقات می کنند. و همه ی آن درام ها و فانتزی های کلاسیک روسیه است که می گوید پر از اشتیاق، وسواس، نوسانات ناگهانی خلق و خوی، تندرما و متناسب هیستریک است. به طور خلاصه، The Idiot کتابی است از پرتره، اما من آن را دوست دارم، زیرا برای یک چیز، چیز زیادی در مورد همه این احساسات بزرگ وجود دارد، و برای یک دیگر، Dostoyevsky چنین نویسنده خوبی است که او می شود دور ساخت شخصیت خود رفتار مانند خدایان یونانی هر بار که یک کتاب از او بخوانم، آرزو می کنم او نسخه شخصی اسطوره یونانی را نوشته باشد. مطمئن هستم این یک مطلب شگفت آور بوده است. در مورد کتاب در دست، یک کتاب در مورد جامعه - به طور خاص در مورد جامعه مدرن است که خیلی فاسد و مادی است که یک مرد خوب به سادگی نمی تواند در آن زنده بماند. در The Idiot، این مرد خوب، شاهزاده لیوف نیکولایویچ میشکین است که اکثر اوقات زندگی خود را در یک بیمارستان سوئیس به دلیل صرع صرع خود صرف کرده است و اکنون به کشور جوانانش بازگشت. اگر چه بسیاری از مردم او را احمق می دانند، میشکین واقعا احمق نیست؛ او فقط بی گناه است و به نظر می رسد کسانی را که علیه وی محاربه کرده اند ببخشند، زیرا او مطمئن است که آنها هیچ آسیبی نیستند. نیازی به گفتن نیست، کسانی هستند که او را به عنوان یک فرد نامناسب رد می کنند یا سعی می کنند از او بهره ببرند، اما او همچنین بسیاری از افراد را با خیر ذاتی خود و امتناع از نگرانی دیگران بر می دارد. اما به نظر مسیح، اما مسیح مجاز به زندگی در جامعه ای بود که در آن زندگی می کرد؟ او نبود و نه، متاسفانه کافی است، میشکین، یکی از شخصیت های دوست داشتنی بیشتر Dostoyevskys. از آنجا که روسیه، که دواستیوفسکی بعضی پاراگرافها را اختصاص می دهد، برای افرادی مانند او نیز خشنود است - بیش از حد فاسد و خیلی خوب، روسیه. اما ایدیون فقط یک رمان درباره یک جامعه فاسد نیست. در نهایت (و این احتمالا به همین دلیل من آن را بسیار دوست دارم) در مورد عشق است. درباره شیوه های مختلفی که مردم یکدیگر را دوست دارند. درباره دوست داشتن از ترس. درباره عاشق شدن در برابر عقل. درباره عصبانیت، وسواس، عرفی درباره عشق عصبانی درباره تحقیر کردن عشق. درباره فساد عشق و ترس از عشق. دربارهی چیزهایی که مردم برای عشق انجام میدهند، اشتباههایی که آنها به نام عشق انجام میدهند، و عشق آنها به سادگی ناکارآمدی را متوجه نمیشوند، زیرا چشمشان به جایی دیگر هدایت میشود. در قلب کتاب یک مثلث عشق جذاب (یا یک چهارگوش یا حتی یک پنتاگون است)، که باعث می شود آن را باور نکردنی عاشقانه با وجود تمام چیزهای زشت است که در همان زمان اتفاق می افتد. این چیزی نیست که خوشحال باشد پس از پایان، اما چیز بسیار وحشتناک بزرگ و عاشقانه در مورد راه های که در آن عاشقان مختلف پایان، و من آن را دوست دارم. واقع گرایی آن با یک دوز رمانتیسیستی با سرمایه R، و این کار می کند. همانطور که همیشه، مشخصه Dostoyevskys فوق العاده است. قهرمان naïve خود را در برابر یک بازیگر افسانه ای از نجیبان پیچیده، wannabes ناامید، concubines بسیار شبیه، دانش آموزان پرشور، stalkers درام، nihilists چشمگیر، و غیره. بسیاری از شخصیت ها بزرگتر از زندگی هستند، با این حال شما به نوعی به آنها اعتقاد دارید، چرا که اجازه می دهد چهره آن، روسیه محل خوبی است که می تواند این افراد را ایجاد کند، آیا این نیست؟ به طور کلی، شخصیت ها به خوبی کشیده شده اند، و اگر بسیاری از آنها یا ناخوشایند و یا گول زده، بنابراین آن را داشته باشد. شور و شوق کافی وجود دارد که بین آنها بینظیر است و همه چیز جالب و عظیم و پیچیده است. تنها چیزی که من دوست ندارم درباره داستایوفسکی (و یکی از دلایلی که من نمیتوانم پنج ستاره را به ستاره ایدی بدهم) تمایل به رفتن در مماس فقط زمانی که چیزی هیجان انگیز است در مورد اتفاق می افتد. در «ایدیوت» او رویدادهای شبانه را به هم مرتبط می کند، به ما می گوید که قهرمان یک دیدار راز و مشهور مهمی با دختری که او صبح را دوست دارد، و سپس، به جای ارتباط رویدادهای صبح روز بعد در فصل بعدی ، درآمد حاصل از صرف چهار فصل (حدود شصت صفحات) به خواننده بگویید که چه اتفاقی می افتد در خانه شاهزاده ها در اواخر شب، هیچ کدام از آن ها هیچ ارتباطی با جلسه آینده با دختر ندارد. من مطمئنم که من تنها خواننده ای نیستم که احساسش را فریب داده است. با این حال، Dostoyevsky، به غیر از مماس ها، یک نویسنده عالی است، و عجیب و غریب یک نمونه از ادبیات کلاسیک روسی است به عنوان شما احتمالا در هر نقطه پیدا کنید (اگر شما مانند گفتگوی طولانی و شخصیت های کمی دیوانه). اگر بتوانم 4.5 ستاره را به آن اضافه کنم، اما در غیاب ستارهای نیمی، چهار نفر باید انجام دهند. (و برای کسانی که از ترجمه ها مراقبت می کنند، من نسخه کنفدراسیون کنستانس گارنت را بخوانم و کاملا با آن خوشحال شدم.)
مشاهده لینک اصلی
همه جامعه ما IdiotasA، با تمام بازی های قدرت آن و £ corrupçÃ، destrói سنت Puros.Uma £ هزاره از دوران مسیح! ... در یک کاریکاتور اجتماعی، Dostoià © Vski ما نشان می دهد روح چقدر خوب SA £ درجه استثمار شده، مورد توهین قرار می ... مورد آزار قرار گرفته destruÃdas.Os پایان دادن خالص SA £ انگشت به عنوان احمقها اشاره، یک دست نشانده BonzÃμes که مناسب به سمت £ nenhum.A جامعه à © هولوکاست از خالص! ! پورا © متر، تا فقط poderá زیبایی صرفه جویی در جهان و جامعه پزشکان اختصاص داده شده ترین آن که در آن estará Salvaçà £ به هر حال. ... همانطور که برای من، برای ما مقابله با این همه تخریب بن بست، این بن بست @ @، Dostoià © Vski ما espevita آگاهی، اشاره Caminho.O پرینسیپ MÃchkin، این Acone سادگی، مهربانی و altruÃsmo، será قبل عنوان مثال به دنبال از INVA © ها از یک احمق به بی اعتنایی و یا از بین بردن! صرع کنار، من تعجب می کنم که آیا Dostoyevsky به سادگی طرفدار نیست هوا فوری £ Michkinizaçà جامعه ...؛) توجه :! £ آیا من می توانم کمک اما ستایش کار درخشان از زن و شوهر جنگ، که به طور مستقیم از روسیه ساخته شده است که £ traduçÃ، دادن بیشتر درجه اعتبار به کار!
مشاهده لینک اصلی
آیا شما به هر یک از سوالات زیر پاسخ می دهید؟ 1. شما برای اولین بار در خانه شخص دیگری خوابیده اید، نمی خواهید نور را روشن کنید تا راه خود را به توالت ببینید و به دیوار بپیچید؟ شما در شب شبانه در ساختمان عمومی بوده اید و قدرت ناکام است و شما به یک دیوار راه می یابید؟ شما تا به حال با یک شب بارانی کمپینگ کرده اید و به جنگل رسیده اید تا پوست را بشویید و به دیوار زعفران برسید؟ شما تا به حال در یک دوره رهبری رهبری، چشم بسته شده، و به یک دیوار اجرا شده است؟ 5. شما تا به حال در شب در حال گذراندن گذرگاه چمن گذار به قطر اعزام شده اید و مایل نیستید که تمام سربازان را با نور مگلی آشنا نکنید و به دیوار چادر برسید؟ این پرسش ها مشترک است؟ 3 چیز یکی، شما احساس اولیه خود را - بینایی را از دست دادید. دو، شما را به چیزی که از طریق آن شما نمی توانید عبور کنید. سه، برای ادامه شما باید به شرق یا غرب تبدیل شود. این دقیقا همان چیزی است که احساس کردم وقتی خواندن عجایب را می خواندم. از دست رفته، در یک مکان عجیب و غریب، در برابر یک مانع. (پیش نمایش: همه چیز در مورد مترجم، پاراگراف 10). سپس من برای یک هفته در مورد ارسال یک بررسی از یک قطعه از ادبیات یکپارچه که من فقط 2 ستاره را به من تحمیل. چطور جهنم، شخص می تواند 2 ستاره را به یک کلاسیک uber-class برساند؟ آیا شما آن را فراموش کرده اید داستایوفسکی؟ آیا متوجه شده اید که در میان 56 دوست شما در Goodreads که 2 ستاره پایین ترین کسی است که آن را رتبه بندی کرده است؟ چیزی از دست دادی شما نادان هستی! من خودم را به چندین حواس خوب سوق دادم پیشگویی های طولانی، علمی دانشگاهی و بعد از سخنرانی را مرور کردم. من عمیقا درباره این کتاب فکر کردم. من ذهن خود را، توانایی های شناختی من، هر بار در برابر دیوار، کشیدم. من واقعا به نظر شما در مورد من، به عنوان یک خواننده، به عنوان یک مصرف کننده ادبیات جدی، به عنوان یک منتقد معتبر و متعادل از نوشتن انبوه نگران بودم. پس به نظر من، مثل یک نوبت در تاریکی. لعنت به تو!! من این را برای شما ننوشته ام. من نوشتن بررسی ها را برای ضبط چگونگی احساس رمان خاص در یک مکان و زمان مشخص در زندگی ام می نویسم. این کاملا منصفانه به جای 2 ستاره به Dostoevsky. در این زمان خاص در زندگی ام - همانطور که متوجه شدم نشت نفت Deepwater Horizon ممکن است توسط رسانه ها پررنگ شود، همانطور که تصمیم می گیرم که آیا حساب فیس بوک من حذف شود یا خیر، همانطور که متوجه شدم طرح اقتصادی اوباما یک شکست مطلق است با بیکاری که در 12 ماه آینده بیش از 9٪ باقی مانده است و ارزش های خانه 36 ماه به عقب نرفته است، من تعجب می کنم که آیا بعد از آنکه سال گذشته بچه های 3 سالهام را در آینده به اندازه کافی سخت می کنند، در این زمان خاص در زندگی من، € ™ T بسیار لذت بردن از ادم سفیه و احمق. این جایی است که در زمان و مکان با \"ایدیوت\" قرار دارد و من خیلی خوشحالم که احساسات دیگری را از 3 ستاره متوسط (که گاهی اوقات یک خطای گرد شدن است) جذب می کنم. 2 ستاره سخت است، اما منصفانه است. من دو بار از جرم و مجازات می خوانم و فکر می کنم برادران کرامظوف یکی از بهترین 5 کتاب که تا به حال خوانده ام. من تقریبا نیمی از زندگی خود را تحت جادو دوستوفسکی قرار داده ام. بنابراین، این هفته من به \"The Idiot\"، ناامیدی بود. در اینجا، آنچه که نویسنده در مورد این کتاب گفت، این بود: \"در رمان خیلی زیاد بود که از بین نرفته بود، اما چیزی از بین رفته بود . من پشت سر رمانم ایستادهام، اما من پشت این ایده ایستادهام. »نویسندهها گاهی اوقات خود را در پشت پاهای غول پیکر قرار میدهند، اما در زبان خود غرق در خود میگذارند. همانطور که می گوییم ایده هایی در رمان خیلی آشکار بوده اند، بنابراین پانتئون، چنان الهی است که توانایی آنها برای تعریف یا تبیین این ایده ها با واژه های زمینی، به سادگی، در یک فریبکار از تم های انسان منجر شد. نوشتن را نادیده بگیرید پیام در این ایده است. بیا، فدور، همه ما می دانیم که مثل یک جاودانه ای بنویسید. اییوت با تحقیق فلسفی در مورد زندگی، جامعه، فرهنگ و تاریخ مردم است. ایده های غیرقابل تحملی و متعالی که نویسندگان روسی همیشه درگیر آن هستند. نویسندگان مقدمه / پسوند، ده ها تن از موضوعات را در این کتاب تشریح و برجسته می کنند. آنها مکانیک و دیدگاه ها و نمادها را مورد بحث قرار می دهند. آنها درباره تاریخ روسیه و مفهوم رنج روحانۀ روسیه صحبت می کنند، و این که چگونه آنها به طرز وحشیانه ای در میان شخصیت ها تفسیر شدند. و چطور شخصیت ها ویژگی های منحصر به فرد خود را - در شکل تقسیم شده - نشان می دهند که از کل روسیه است. همه چیز عالی است. شما آن را خواندید و آنچه را که میخواهید از دست می دهید. من متوجه شدم آن پیچیده، سخت پیگیری، علاقه مند نیست. شخصیت ها با وجود اینکه نمایندگان کل روسیه بودند، آنها را ناکام گذاشتند، آنها نتوانستند شخصیت های جذاب خود را به نمایش بگذارند. و بنابراین بر خلاف Dostoevsky، من یک جمله تنها ارزش نقل مکان در اینجا یافت نشد. در 660 صفحه، وای، چیزی ارزش یادآوری نیست. چطوری ناقص مطمئنا چیزی شبیه به این قدرتمند، حکم euphonic. (مهم) از آنجا که من می دانم فئودور می تواند سر و صدا را به ارمغان بیاورد، منجر به اعتقاد من می شود که ترجمه نادرست است، تاریخی است. درواقع، نسخه اولا در سال 1913 توسط اولگا کارلایل ترجمه شده است. این نسخه ثابت، ارتدوکس است. شاید اگر ترجمه توسط لاریسا ولاکونسکی را بخوانم، پس من با نوشتن مقابله کردم. او در سال 2002 برنده جایزه ترجمه افمی Etkind برای کار خود در The Idiot، برای Chrisâ € ™ akes !! سوه سوزش بهشت از دست داده! باحجاب، من نمیخواهم این روحانی را از بین ببرم. این فقط ...
مشاهده لینک اصلی