کتاب آنچه با خود حمل می کردند

اثر تیم اوبراین از انتشارات ققنوس - مترجم: علی معصومی-داستان روانشناسانه

این رمان شامل ۲۲ فصل با نام‌های «آنچه با خود حمل می‌کردند»، «عشق»، «چرخش»، «بر روی رودخانه»، «دشمنان»، «دوستان»، «چگونه یک داستان جنگ واقعی نقل کنیم»، «دندان‌پزشک»، «دلبر سونگ ترا بونگ»، «شال»، «معبد»، «کسی که من او را کشتم»، «کمین»، «سبک»، «روایت شجاعت»، «یادداشت‌ها»، «در میدان»، «فرم خوب»، «گردن در میدان»، «سربازان شبحگون»، «زندگی شبانه» و «زندگی مردگان» است

در بخشی از این رمان می‌خوانیم: «پس از بیرون آمدن از سینما تا دِیری کویین در حاشیه شهر ماشین‌سواری کردیم. شب کیفیتی لحاف‌مانند و افسرده کننده داشت، گویی به نحوی باری بر دوش آن نهاده شده باشد، و پیرامون ما چمنزارهای مینه‌سوتا در امواج بلند و تکراری ذرت و سویا گسترده بود. همه چیز یکنواخت و بی‌مزه بود. یادم می‌آید که در عقب بیوک بستنی می‌خوردم. ماشین‌سواری درازمدتی در تاریکی داشتیم و بعد جلو خانه لیندا کنار گرفتیم و متوقف شدیم. بی‌شک حرف‌هایی زده‌ایم، ولی به جز چند تصویر پایانی همه‌اش از یادم رفته است. یادم می‌آید که او را تا جلو در خانه همراهی کردم. چراغ برنجی ایوان را با فروغ مهاجم زردرنگ، پاهای خودم، بوته‌های کاج پا کوتاه در امتداد پله‌های جلو ساختمان، علف خیس، و لیندا را در کنار خودم به یاد می‌آورم. ما عاشق بودیم، در 9 سالگی، بله، ولی این عشقی واقعی بود و ما تنها در کنار هم روی پله‌های جلو خانه ایستاده بودیم. بالاخره به هم نگاه کردیم.»


خرید کتاب آنچه با خود حمل می کردند
جستجوی کتاب آنچه با خود حمل می کردند در گودریدز

معرفی کتاب آنچه با خود حمل می کردند از نگاه کاربران
هنگامی که من در کالج بودم، اداره انگلیسی ما یک کلاس جدید را باز کرد: ادبیات جنگ ویتنام. من به اعتبار انتخابی نیاز داشتم، و من در مورد هیچ چیز در مورد جنگ نمی دانستم، بنابراین من برای کلاس، که یک بار در هفته برگزار شد، ثبت نام کردم، کلاس نیمه پر بود، و من یکی از سه زن بود که دوره. من به طور مرتب در کنار یک مردی که در ویتنام خدمت کرده بودم نشسته بودم، و هنگامی که او درباره تجربیاتش صحبت کرد، احساس ناخوشایندی کرد، همانطور که من تعلق ندارم. من اغلب در بالای میزم خیره شده بودم، بی درنگ از طریق اولین کتابم، برخی از مکاتبات با یک خلبان هلی کوپتر کار می کرد. و پس از آن، ما به تیم اوبرین رسیدیم. ما چیزهایی را که آنها گذرانده اند می خوانیم و سخت می کشم ما خواندن پس از کچاچو را می خوانیم و سخت تر می افتم. من خواندن و نوشتم و با خواندن و نوشتن روشن شدم، و بعد، یک شب، استاد از من خواست که بعد از کلاس درس بمانم. من گیج شدم چرا او میخواهد با من صحبت کند؟ کلاس از بین رفت و من به میز خود نزدیک شدم و او را به یکی از مقالات خود بازگرداندم و به من نگاه کرد. او در حقیقت نوشته ی من @ A + @ را نوشته بود و بین من و ناراحت کننده ای که در کلاس من داشتم، به من نگاه می کرد. در نهایت او چیزی در مورد مقاله من عالی بود، اما او بیشتر علاقه مند به شور و شوق من برای موضوع بود. من دوباره به او نگاه کردم، از اینکه او یکی دیگر از استاد معشوقه است که می خواست از قهوه @ بپرسد، اما می توانست با چشمانش ببیند که او نبود. او معامله واقعی بود، یک کار دیگر مهره ای مثل من، که در آن برای داستان است. سالها بود، و من نمی توانم دقیقا به آنچه که او گفتم را به یاد داشته باشم، اما او به پایان رسید به من گفت که او را به گدایی کالج برای سالها کاهش یافته است برای باز کردن این کلاس و اینکه هیچ کدام از آنها انتظار نداشتند مطمئن باشند، اما بعد از خواندن مقاله من در مورد کتابهای Tim OBriens، او می دانست که این اشتباه نیست که این را به عنوان یک موضوع ارائه دهد. او چنین چیزی را مانند @ من مقاله خود را خوانده ام و می توانم ببینم که شما آن را دریافت کردید. شما به طور کامل آن را دریافت کردید، جنگ ویتنام برای مردم بود. @ و دوباره آن سالها بود، بنابراین نمیتوانم تکرار کنم که من آن را پاسخ دادم، اما من فقط خواندن چیزهایی را که آنها انجام دادم، هفته گذشته، و من می توانم الان بگو. . . چگونه می توانید Tim Obrien را بخوانید و جنگ ویتنام را دریافت نکنید؟

مشاهده لینک اصلی
باید اعتراف کنم ... شمع TBR من در سال های اخیر بیشتر از یک تپه بوده است. در آن قبر غرق شد، «چیزهایی که آنها حمل می کردند». یک کتاب بسیار توصیه شده است که همیشه به نظر می رسید هر وقت که من قصد داشتم آن را بیرون بکشم کنار گذاشتم و آن را خوانده ام. اعتماد به نفس من، من خودم لگد زدن به این زود نیست. این یک درمان نادر بود، جایی که داستان داستان، مواد و صنایع دستی در حقیقت با نگارش بسیار خوبی همراه بود. این کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه در مورد جنگ ویتنام غم انگیز است که به راحتی (یا شاید بیشتر به طور خاص) از تجربیات خود نویسنده به عنوان یک گرگ پیاده روی نوشته شده است. Tim O'Brien چندین نویسنده را در رابطه با جنگ دستگیر کرده است: حقیقت ناراحت کننده، اگر نه غم انگیز. بله، جنگ جهنم است جنگ همچنین حالت هیجان انگیز، خنده دار، خسته کننده، وطن پرستانه، گیج کننده، لذت بخش، خسته کننده، منفی، مثبت و ترسناک طبیعی بشر است و همچنین یک وسیله نقلیه محبوب برای راوی بی اعتمادی است. داستانهای کوتاه او هر یک اینچ از یک راهپیمایی طولانی از طریق جنگل را به یک آتش افروز ناگهانی و کوتاه که می تواند مردان را به شهادت یا هیولاها تبدیل کند، به لحظاتی که از لحاظ خودآزمایی تقریبا غیرقابل دسترس هستند از مردان جوان که وزن اعمالشان را حمل می کنند، بی اثر در طول زمان جنگ سربازان به داستان می گویند؛ به خصوص به یک دیگر، گاهی اوقات به دوستان، خانواده یا غریبه ها. آنها اغراق آمیز و بی نظیر هستند، لهستانی و گلدان، چرخش و فروش این داستان به یکدیگر. â € ~ چیزهایی که آنها انجام این را با یک چشم غیر قابل انکار و آن را به بالاترین استاندارد را بازگو می کند. این درخشان، خیره کننده، خنده دار، وحشتناک و سخت است. نوشتن برنامۀ فوق العاده با سرعت و جریان باور نکردنی است که هیچ زمان خواندن را تلف نمی کند. به طور خلاصه، یک داستان سربازانه با دست کارشناسی نوشته شده است. این نویسنده یکی از بچه های خواندن است؛ معامله واقعی، بدون charlatan و یا دست کشیدن در اینجا. بنابراین، این چه چیزی را از دریافت پنج ستاره کامل متوقف کرد؟ خوب، در اینجا کمی از توصیه های نوشتاری است که همیشه مورد توجه قرار گرفته اید: نمایش، دانا نیست. این داستان کوتاه گاهی اوقات به قطعات نوشته شده از نویسنده که بیشتر شبیه مقالات، بعد از ذهن و مقالات بینش می آیند. شخصا، من فکر می کردم این غیر ضروری بود اغلب از نه. داستان قصه گویی او نیازی به یک صابون در کنار ندارد. آنها در جلسات خود صحبت می کنند. این قطعات به ظاهر اضافی (و تا حدودی خارج از محل) از طریق کتاب پراکنده شده است و از بقیه آن دور است. اما این استراحت تقریبا بی نظیر است. هنگامی که او برین به داستان جنگی می گوید، شکی نیست که او در عنصر اوست و در مجموع کنترل صنایع خود را دارد. â € ~ چیزهایی که آنها انجام می شود در یک ثانیه نزدیک به رمان مورد علاقه من در مورد ویتنام (اگر نه به طور کلی) می آید، \"نام از مرگ\" استوارت O'Nan. اگر این کتاب در رادار شما قرار دارد، انجام آنچه من انجام دادم و آن را خاموش. آن را یک اولویت قرار دهید. خوشحال خواهی شد * و حالا یک پلاگین بی شرمانه! سری جدید من @ AUTHOR ANGRY @ در یوتیوب شروع شده است. قسمت اول 10 راهنمایی برای نوشتن برای لذت بردن شما است. لطفا آن را بررسی کنید و لطفا اگر آن را حفاری کنید به اشتراک بگذارید: https: //www.youtube.com/watch؟ v = LvSdG ...

مشاهده لینک اصلی
این کاملا کتاب است و کرانستون کاملا خواننده است. با صدای جدی، صدای رسمی، افسانه ای کامل و جریانی که من را به خود جلب می کند، با ذهنیت های گوناگون کنار گذاشته شد. قسمت اول، حمل بار، فصل اول، چیزهایی که آنها حمل می کردند یکی از فصل های دیگر بود که در 47 دقیقه بود. همانطور که توسط کرانستون خوانده می شود، این یک روایت متحرک و ابتدایی است، نسخه بالغ یک ساختار روایت تکراری (فکر می کنم که زن قدیمی که فریزر را بلعید یا احتمالا گیلگمش یا یکی از آن داستان ها) که ریتم را به دنبال دارد پایان قدرتمند این یکی از جالب ترین چیزهایی بود که من در مدت زمان طولانی شنیده بودم، نوعی شعر سخنرانی، خطبه ای از پیاده روی بی پایان بود که به دنبال اشتیاق بیش از حد به پرواز بود. @ چون شما می توانید خیلی سریع بمیرید، هر مرد نیز حداقل یک باند فشرده بزرگ، معمولا در باند کلاه ایمنی برای دسترسی آسان انجام می شود. @ اکثر آنها خود را با زنی، نوعی کرامت حمل می کنند. با این حال، زمان وحشت زده شد، زمانی که آنها صدای جیغ زدن و یا می خواستند، اما نمی توانستند گریه کنند، وقتی که صدای ناله می کردند و صدای ناله می پوشیدند و سرشان را پوشانده بودند، گفت: عزیزم عیسی، روی زمین کوبید و سلاح های خود را کورکورانه اخراج کرد. @ در شب، در گارد، به تماشای تیره، آنها توسط جت های jumbo انجام شد. آنها احساس عجله را از کج شدن داشتند. رفته! آنها فریاد زدند و سپس سرعت - بالها و موتورها - یک مهماندار لبخند خنده دار - اما این بیشتر از یک هواپیما بود، این یک پرنده واقعی بود، یک پرنده با شکوه پر از براق و پر از پرها و طالونها و خشم بالا. آنها پرواز می کردند وزنه ها افتادند هیچ چیز برای تحمل وجود نداشت. آنها خندیدند و به شدت برگزار میشدند، احساس سرماخوردگی باد و سرزنش میشدند، بلند میشدند، فکر میکردند، من بیرون رفتم - آنها برهنه بودند، نور و آزاد بودند - همهی روشنایی، روشن و سریع و پرانرژی، نور به عنوان نور ... @ قسمت دوم: راویان غیر قابل اعتماد Tim OBrien خود را فریب می دهد. هیچ حکمی در این بیانیه وجود ندارد من آن را خوب یا بد نمی دانم و یا هر چیز دیگری. اما اگر او فکر می کند که جنگ را پشت سر گذاشته است و هیچکدام از این دامپزشکان با اختلال استرس پس از سانحه نیست، او کاملا اشتباه است. سهم: حقیقت بودن، زمان زیادی را در بسیاری از داستان های او سپری می کند تا در مورد ارزش داستان ها، درباره اطمینان از داستان هایی که او می گوید، در مورد اینکه چگونه می تواند چیزی را به طوری که آن را به خواننده معتبر است. این جایی است که من با او هم به عنوان یک خواننده و هم به عنوان نویسنده موافق نیستم. در نهایت در مورد این ایده توضیح داده می شود، اما در ابتدا او دارای افکار قدرتمند درباره داستان های جنگ به طور کلی است. اگر در پایان یک داستان جنگی شما احساس ارتقاء می کنید یا اگر احساس می کنید کمی کوچک است از ضعف است از زباله های بزرگ تر نجات یافته است، پس شما تبدیل به قربانی دروغ بسیار قدیمی و وحشتناک شده است. هیچ ثبات وجود ندارد فضیلت وجود ندارد بنابراین، به عنوان یک قاعده اول، شما می توانید یک داستان جنگ واقعی را با اعتقاد مطلق و بی قید و شرط خود به زشتی و شرارت بگویید. @ این متاسفانه صادقانه صادق است؛ بسیار کم است که در جنگ، خشونت گسترده در قبال کشتار هدفمند و ناشناس از مردم برای ایجاد یک نقطه سیاسی یا اخلاقی، و هر گونه داستان هایی که سعی دارند آن را پیدا کنند مانند قرار دادن یک گروه کمک های Snoopy است یک زخم گلوله ای. من قدردانی او را از حافظه لحظات، که من را به هیچ چیز به اندازه Dalis پایداری حافظه، و نسبی گرایی فکر می کنم. @ در هر داستان جنگی، اما به ویژه یک حقیقت واقعی، جدایی از آنچه اتفاق افتاده، سخت است. به نظر می رسد که اتفاق می افتد اتفاق می افتد و به همین ترتیب باید گفت. زاویه بینایی تقلیل یافته است. هنگامی که یک تله موشا منفجر می شود، چشم ها و اردک های خود را بسته و خارج از خود شناور می شوید. هنگامی که یک مرد می میرد، مانند Curt Lemon، شما نگاه کنید و سپس برای یک لحظه نگاه کنید و سپس دوباره نگاه کنید. تصاویر خراب می شوند؛ شما تمایل زیادی برای از دست دادن وجود دارد. و پس از آن، هنگامی که شما در مورد آن صحبت می کنید، همیشه وجود دارد که ظاهر خیالی است که باعث می شود که داستان به نظر نادرست باشد، اما حقیقت واقعی و دقیق را به نظر می رسد. خطی بودن حافظه، به یاد آوردن صحنه حادثه در اواسط شب در Deerfield تا کنون: کودک در زمین ذرت، چراغ قرمز و سفید قرمز و آبی روشن، دایره نور در اطراف ما و سایه های عجیب و غریب در خارج از محیط ما من سر بچه ها زانو زدم و ستون فقراتم را مستقیما نگه داشتم. من آن را به عنوان یک نقاشی مکعبی و به عنوان یک دنباله ای از رویدادها به یاد می آورم. همه این گفته اند، من اعتقاد دارم که من با او مخالف هستم، که حقیقت حقیقت گویا حقیقی تر از حقیقت است. من فکر می کنم یک داستان کاملا درست باشد و با مهارت کافی، نویسنده به خواننده منجر به نتیجه گیری می شود، احساسات - اخلاقی، همانطور که میچل سندرز ادعا می کند. من اعتقاد دارم که وقوع خود به اندازه کافی قابل توجه است و با خواندن کلمات خوب، خواننده قادر خواهد بود تا آن را احساس کند تا معنای رویداد را درک کند. اما من می توانم اشتباه کنم و هر دو خودشان را گمراه کردند که نویسندگان کنترل داستان را دارند. قسمت چهارم: یک مرور کلی ...

مشاهده لینک اصلی
این مجموعه ای بسیار زیبا و هیجان انگیز از داستان های کوتاه تخیلی بر اساس تجربه آقای OBriens در جنگ ویتنام است. در یک دستگاه ادبی جالب، نویسنده خود را در داستانهایی به نام «حقیقت @» نامگذاری کرده است. او در واقع، شخصیت داستانی در کتاب خود است. در نهایت، مهم نیست که همه چیز دقیقا همانطور که در این گروه خاصی از سربازان نوشته شده است، زیرا این داستان حقیقت است. این خط بین داستان و غیر داستانی تار است و احتمالا حقیقت را بهتر از حسابداری واقعی بازی می کند. این کتاب با یکی از قوی ترین داستان ها، فهرستی از آنچه سربازان به جنگ تحمیل می کند، باز می گردد: وسائل سنگین و لوازم، عکس های عزیزان و سایر اقلام شخصی، اما آنها احساسات سنگین مانند ترس، مسئولیت، شجاعت، گناه، و سخت تر از همه، بی رحمانه. این احساسات نمی تواند در پایان روز مانند دنده قرار داده شود، اما هر لحظه ای از هر روز و شب با آنها زندگی می کند. یک فکر تفسیر شده، بسیار قدرتمندانه منتقل شده است. آنچه که در پی داستان افتتاحیه است، فوق العاده نوشته شده است و روان - wrenching. اوبرین ضرب و شتم وحشت از جنگ، ترس بی پایان، همدردی، هرج و مرج، و البته مرگ و همچنین پیامدهای بسیاری از سربازان ما است. برای من، پس از تماشای سری Ken Burns PBS عالی جنگ ویتنام، این یک پیگیری چشم انداز بود. OBRIEN در مستند مصاحبه می شود. اگر شما آن را دیده اید، من آن را به شدت توصیه می کنم. سپس این کتاب را بخوانید. من این را با گروه مسافران خواهران که Brenda، Nikki، Marialyce، Jaline و Diane را دوست داشتم خواندم. ما آن را به آرامی می خوانیم، داستان ها را دوست دارد و در طول مسیر بحث می کند. خانم ها، من خیلی خوشم اومد با خواندن همه شما و بحث های ما عمیق و معنای زیادی را به خواندن ما اضافه کردیم. شما می توانید بررسی این و سایر کتاب های موجود در وبلاگ Sisters را در اینجا پیدا کنید: https: // twogirlslostinacouleereading ....

مشاهده لینک اصلی
اینها داستانهای جنگی نیستند که نوعی جنگ را ستایش کنند یا قهرمانان مردان را بسازند. آنها همچنین جنگهای ضد جنگ نیستند. آنها داستان هایی در مورد مردم و وسایلی هستند که برای تحمل شرایطی که باید با آن روبرو شوند، می گویند. آنها داستان های ترس، ایمان و عشق، ضعف و شرم آور بودن، پشیمانی، به دنبال رسیدن به توافق هستند. آنها داستان های مرگ، و از دست رفتن و بقای انسانها هستند. آنها داستان هایی از بزدلانه قهرمانی و شجاعت استثنایی عرفانی هستند. آنها داستانهایی درباره داستانها هستند. درباره چگونگی گفتن داستان می تواند روح را آزاد کند. از اینکه چطور داستان میتواند واقعی تر از واقعیت باشد، و چگونه حقیقت هیچ حقیقتی ندارد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آنچه با خود حمل می کردند


 کتاب خود دوست داشتنی‌ام
 کتاب Dead Med
 کتاب Atmosphere
 کتاب با چشم باز بخواب (فانتوم)
 کتاب جنگل را به درونت راه نده
 کتاب مزاحم