کتاب چلی که در خیابان ها به دنبال خودش می گشت

اثر آروین آذرگین از انتشارات نگاه معاصر-داستان روانشناسانه

قبلا هم داستان نوشته‌ام. قبل از این هم داستان واقعی و سفرنامه نوشته‌ام. اما این یکی خیلی فرق دارد. خیلی برای نوشتنش شور دارم و زندگی اگر با شور همراه نباشد، مفت نمی‌ارزد.
تفاوت مهم دیگر این سفرنامه این است که نمی‌دانم از کجا شروعش کنم.
شروع داستان خیلی مهم است و من خیلی گیج بودم که چه کنم. گفتم شاید بهتر باشد اول خودم را معرفی کنم. این خوب است، ولی یک اشکال بزرگ دارد. چون اصلا من می‌خواهم به این سفر بروم تا خودم را بشناسم، اما تا خودم را نشناخته‌ام، چطور می‌شود خودم را به شما معرفی کنم؟ چرا می‌شود مثلا بگویم اسم و فامیلم چیست، چه کاره‌ام، چند تا ماشین و خانه دارم، مدرک تحصیلی و دین و وطنم کدام است، یا زاده‌ی کدام شهرم. اما این‌ها هیچ‌کدام فایده ندارد. یعنی به دلم نمی‌چسبد چون باز هم این‌ها نشان نمی‌دهد من کیستم.
ساعت ده دقیقه‌ی بامداد یکشنبه، شانزده خرداد ۱۳۹۵ در پایانه‌ی کاوه‌ی اصفهان سوار اتوبوس وی‌آی‌پی به مقصد تهران می‌شوم. وی‌آی‌پی می‌دانید یعنی چه؟ معانی مختلفی دارد. مثلا پردازشگر داخلی تصویر، بندرگاه داخلی ویرجینیا، شخصی که مشکل بینایی دارد، شازده‌ی خیلی مهم، حیوان خانگی خیلی مهم و خیلی چیزهای بامزه‌ی دیگر. بعید می‌دانم که هیچ‌کدام از این‌ها من یا دیگر مسافران اتوبوس را توصیف کنند و...


خرید کتاب چلی که در خیابان ها به دنبال خودش می گشت
جستجوی کتاب چلی که در خیابان ها به دنبال خودش می گشت در گودریدز

معرفی کتاب چلی که در خیابان ها به دنبال خودش می گشت از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب چلی که در خیابان ها به دنبال خودش می گشت


 کتاب جعبه ی خدا
 کتاب ابرها و ساعت ها
 کتاب عصبانیت آن قدرها هم بد نیست
 کتاب سوزان می خندد
 کتاب زیبایی عشق میان زوجها
 کتاب درخشان ترین خنده ی دنیا